دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

velveshia

velveshia
زن - مجرد
امتیاز: 2337.95

دنبال‌شدگان

(496 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(259 کاربر)

گروه‌ها

(15 گروه)

بازدید

velveshia
velveshia

ازدواج آقایون+ نتیجه اخلاقی قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر بعد از ازدواج : بيدار شدن زودتر از خورشيد نتيجه اخلاقي : سحر خيز شدن قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه بعد از ازدواج : رفتن به حياط با اجازه نتيجه اخلاقي : معتبر شدن قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت بعد از ازدواج : خوردن غذا هاي سوخته با منت نتيجه اخلاقي : تقويت معده قبل از ازدواج : استراحت مطلق بي جر و بحث بعد از ازدواج : كار كردن در شرايط سخت نتيجه اخلاقي : ورزيده شدن قبل از ازدواج : ديد و بازديد از اماكن تفريحي بعد از ازدواج : سر زدن به فاميل خانوم نتيجه اخلاقي : صله رحم قبل از ازدواج : آموزش گيتار و سنتور و غيره بعد از ازدواج : آموزش بچه داري و شستن ظرف نتيجه اخلاقي : همدردي با مردها قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جيبي از پاپا بعد از ازدواج : دادن كل حقوق به خانوم نتيجه اخلاقي : مستقل شدن قبل از ازدواج : ايستادن در صف سينما و استخر بعد از ازدواج : ايستادن در صف شير و گوشت نتيجه اخلاقي : آموزش ايستادگي قبل از ازدواج : رفتن به سفرهاي هفتگي بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارك سر كوچه نتيجه اخلاقي : امن

velveshia
velveshia

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی! سهراب سپهري

velveshia
velveshia

می دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خستگان خفته را آشفته سازد بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را دکتر شریعتی

velveshia
velveshia

یادم هست ! کوچکتر که بودم اصرار می کردم ... مرا هم بازی دهند ! بزرگتر که شدم ، نمی خواستم اما ... تو بـــــــــازیــــ ـ ـ ـ ـ ـم دادی !!!

velveshia
n00453707-b.jpg velveshia

اینم هندونه شب یلداتون ببینین چقد عسله

velveshia
13776.jpg velveshia

بدون شرح

velveshia
velveshia

شیطان محترم است...! نخستین کسی بودکه فهمید انسان لیاقت سجده کردن راندارد...!

velveshia
velveshia

لطفا همه جواب بدید فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟

velveshia
velveshia

من زنم بی هیچ آلایشی… بی هیچ آرایشی! او خواست که من زن باشم… که بدوش بکشم بار تو را که مردی و برویت نیاورم که از تو قویترم… من زنم… من ناقص العقلم… با همین عقل ناقصم از چه ورطه هایی که نجاتت نداده ام و تو عقلت کاملتر از من بود!!! من زنم... یاد گرفته ام عاشقت بمانم و همیشه متهم به هرزگی شوم... حال آنکه تو بی آنکه عاشقم باشی تظاهر کردی با من خواهی ماند! من زنم... کوه را حرکت میدهم بدون اینکه کلمه ای از خستگی و دلسردی به زبان آرم و تو همواره ناراضی و پرصدا سنگریزه ها را جابجا میکنی چرا که تو نیرومند تری!!! من زنم... وقت تولد نوزاد ... تلخی بیداری شبها بر بالین فرزندمان... سکوت و صبر در زمان خشم تو مال من، لذتهای شبانه... خوابهای شیرین و افتخار مردانگی مال تو! عادلانه است نه؟؟؟ من زنم... آری من زنم... او خواست که من زن باشم ... همچنان به تو اعتماد خواهم کرد... عشق خواهم ورزید... به مردانگی ات خواهم بالید ... با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد... پشتیبانت خواهم بود... و تو مرد بمان!این راز را که من مرد ترم به هیچ کس نخواهم گفت

velveshia
velveshia

ترا به خدا ... اگر جایی دیدی حقی می‌فروختند برایم بخر ... تا در غذا بریزم ترجیح می‌دهم خودم قبل از دیگران حقم را بخورم !

velveshia
velveshia

دو نفر که همديگر را خيلي دوست داشتند و يک لحظه نمي توانستند از هم جدا باشند، با خواندن يک جمله معـــروف از هــم جـــدا مي شــوند تا يکديگر را امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار ديگــري همديگر را نمي بينند. چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله معروف ويليام شکسپير بر مي خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده» آنها هر کدام منتظر بودند تا دیگری شرط عشق را به جا بیاورد

velveshia
velveshia

ماه به من گفت، اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی؟ به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی؟

velveshia
velveshia

عشق یعنی وقتی هزار دلیل برای رفتن داری بازم دنبال یه دلیل برای موندن بگردی

velveshia
velveshia

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم من صبورم اما… چقدر با همهء عاشقیم محزونم و به یاد همهء خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم من صبورم اما… بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم من صبورم اما… آه…این بغض گران صبر نمی داند چیست

velveshia
velveshia

کاش دلها آنقدر پاک و خالص بودند که دعا ها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب می شد … کاش آسمان حرف کویر را می فهمید و اشک خود را نثار گونه های خشک کویر می کرد … کاش واژه حقیقت آنقدر با لبها صمیمی بود که برای بیان کردن آن نیازی به شهامت نبود … کاش مهتاب با کوچه های تاریک آشنا بود … کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی سپرد …