دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Kuzey

یه پسرایی هستن که . . . صدای خنده هاشون تو خیابون میپیچه شلواراشون نه خیلی براشون بزرگه نه خیلی کوچ... درباره »
Kuzey
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

(43 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(142 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Kuzey
Kuzey

بـــــه چــــه میـــخنــــــــدی تـــــو ؟ بــــه نـگـاهـــــم کــــه مـسـتـــــــانــــه تـــو را بــاور کــــرد یــا بـــه افـســـــــــونـگــــری چـشـــــمـانت کــه مـــرا ســـوخت و خــاکـسـتـــــر کــــرد ؟ خـنــــده دار است ، بـخـنـــــــد !!

Kuzey
Kuzey

باران می بارد ... دلم قدم زدن های دو نفره می خواهد ... اندکی خیس شدن ... اندکی سکوت ... حرف های عاشقانه ... بس است !!! دلم از نوشتن هم بیزار شده ... خودت را می خواهد ... فقط همین !!!

Kuzey
Kuzey

قـــلـبـم در سـیـنه‌ام نـیـســـت ! امــا عـکسی از تو بـه جای آن اســت ... کـولـه بارت را بـگـــــرد نـگـو کـه مـن بــد انـدیــشـــم !!! خـــــــوب نـگاه کـــن شایــــــد اشـتـبـاهـــــی در گـوشه‌ کـوله بارت گـذاشـتــی...؟!

Kuzey
Kuzey

ایـنْ تُـو نیستے کـِ ه مَرآ اَز یـآد بـُردِه اے... ایـن مَنَـمْ کِـ ه بهـ یـآدَم اِجـ ــآزِه نِمیـ دَهَـ م حَتّی اَز نَزدیکے ذِهْـ نِ تُـ و عُبور کُـنَـد صُـحبَت اَز فَراموشے نیسـ تْ... صُـحبَت اَز لیاقَت اَسـ ـتْ...!

Kuzey
e5vad5cch42nn7aeel4.jpg Kuzey

تحمـل دردهایـم از شــانه گـذشت زانـویــت را مـی آوری؟!

Kuzey
Kuzey

بی انصاف ببین دونه به دونه ی این اشکا رو واسه تو ریختم واسه تویی که به قول خودت تحمل دیدن حتی یه قطرشو نداشتی

Kuzey
Kuzey

خیلی حــــــــرف هست... که تــــــــو هرروز در گــــــــلویت... بغــــــــض کشنده ای احســــــــاس کنی... بــــــــرای کسی که... بدانی...حتی یک بار در عمــــــــرش... به خــــــــاطر تــــــــو... بغض هــــــــم نکــــــــرده است...!!

Kuzey
Kuzey

گاهی لحظه های سکوت پرهیاهو ترین دقایق زندگی هستند مملو از آنـچه می خواهیم بگوییم ولی نمی توانیم بگوییم …

Kuzey
Kuzey

آدامسمو با همه 'شیک' بودنش بعد چند دیقه زیر کفشم له میکنم! تو که جای خود داری....

Kuzey
Kuzey

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ م م م م م م م م

Kuzey
Kuzey

تو چه گفتی سهراب؟ قایقی خواهم ساخت باکدام عمر دراز؟ نوح اگر کشتی ساخت عمر خود را گذراند با تبر روز و شبش بر درختان افتاد سالیان طول کشید عاقبت اما ساخت … پس بگو ای سهراب شعر نو خواهم ساخت بی خیال قایق … یا که میگفتی تا شقایق هست زندگی باید کرد … این سخن یعنی چه ؟ با شقایق باشی… زندگی خواهی کرد ؟ ورنه این شعر و سخن یک خیال پوچ است … پس اگر میگفتی تا شقایق هست حسرتی باید خورد جمله زیباتر میشد تو ببخشم سهراب که اگر در شعرت نکته ای آوردم انتقادی کردم … بخدا دلگیرم از تمام دنیا … از خیال و رویا …

Kuzey
Kuzey

سکوتم بی دادیست ، و آرامشم پایان بود و نبود تـوست ، آن روز که با خوب و بد تو کنار آیم ، بی شک دیگر برایم بی ارزشـــی ، میراثم برای تو سکوت خواهد بود!!

Kuzey
Kuzey

یک کــــــِش اونقدری کِش میاد که بضاعتشه! از یه جایی به بعد دیگه نمیتونه؛ نه که نخواد؛ نمیــــــتونه! در میره، میخوره تو چِش و چالمون!!! این جریانِ خیلی از ما آدم هاست! آدم هارو بیشتر از تحملشون تحت فشار قرار ندیم!!

Kuzey
1372048625373846_orig.jpg Kuzey

سلامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ م م م م م م م م هنوز نمیدانم نامش است یا اما این را میدانم ............ با که خوب محال است نشوی................! ....... اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

Kuzey
Kuzey

به احساسات مصنوعی ام تکیه نکن باور کن خیلی وقت است . . . که نمیخواهمت گفتن دوستت دارم هایم به تو اجباری شده ! دیگر از چشمانم افتادی دلبر بی وفای من . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.