ممد
آقو ما يه مدت وضع ماليمون خراب بود يه گاوي داشتيم گفتيم بريم اينو بفروشيم...رفتيم بازار يه پيرمردي ديديم گفت گاوتو بده من بهت لوبياي سحرآميز بدم،آقو گاوو داديم لوبياهارو گرفتيم برديم کاشتيم فرداش درخت دراومد از درخت رفتيم بالا رسيديم به خونه يه غول يه مرغ تخم طلا ازش کش رفتيم برگشتيم پايين تا پامون رسيد به زمين ديديم اومدن جلبمون کردن!گفتيم چرا؟گفتن شما بخاطر کشت غير اصولي خاک منطقه رو ضعيف کردين 14تا خانواده بدبخت شدن! گفتيم کاکو صبر کن الآن يه تخم طلا بهت ميدم شمام بيخيال ما شو...به اي مرغو گفتيم يه تخم طلا بذار گفت من در اعتراض به کاهش قيمت طلا در بازارهاي جهاني ديگه تخم طلا نميذارم!گفتيم حداقل دوتا تخم مرغ معمولي بده تو زندان نيمرو کنيم گفت تخم مرغ معمواي تو کلاس کاري من نيس!ها ها ها ها ها ها ها...مارو که داشتن ميبردن زندان وسط راه رسيديم به اون پيرمردو ديديم مازراتي زير پاشه!!! گفتيم کاکو چي شد پولدار شدي!؟ گفت اون گاوو که به من دادي روزي 25تا گوساله طلا ميزاد!...ها ها ها ها ها ها ها...آقو به نظر من آدم هميشه بايد قدر چيزايي که داره رو بدونه!
این ارسال را بازنشر کرده است.
من کم نمیارم ادامه میدم

12 سال و 10 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 56 دقيقه قبلاگه تونستی به من تلنگر بزن
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 54 دقيقه قبلمسود هر کی به من تلنگر زده بعد مثل ممد شده خواهش کرده ادامه ندم

12 سال و 10 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبلحتی یه بار یکی تو خصوصی بهم گفت من یه غلطی کردم تلنگر زدم شما دیگه نزنید
اگه میتونی به من بزن
من این حرفا حالیم نیس 
12 سال و 10 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 50 دقيقه قبل