چن روز بیش همراه اول بیام داد مشترک مورد نظر اگر قصد ازدواج دارید و کسی بهتون محل سگگگگگگگگگگگگگ نمیذاره کافیه EZو ب 2050 بفرستید منم خر درونم جیگرم جیگرررم جییییییییییییییگررررررم اصلا شو ما عقاب شمااا پروانه من خرم ک شما رو درونم نگه داشتم خلاصه ما بیامو دادیم اول سمیرا بیام داد ک در زنگی مشترک مهم تفاحومه بعد مریم بیا م داد بعد یکی دیگه و همه از احداف و آرمان ها شون برای ازدواج و زندگی مشترک گفتن منم گفتم من آدم شادو طنز بردازیم و همه فکو فاامیلو اسکول کردم دیگه کسی نمونده گفتم زن بستونم تا با دس انداختن خانواده خانومم روانشاد بشم نمیدونم چی شده همه دخترا رفتن کسی به من بیام نمیده دیونه بودن خدا بهم رحم کرد
@♥♥ دنيا ♥♥یکی از تفریحات سالم من اینه ک بچه مچه ها از میرسن کجا بودی یا کجا میری فقط میگم اونجا اونا هی میگن کجاااااااااااااا منم هی میگم اونجا اونجا این برنامه گاهی اوقات 40 دقیقه طول میکشه و بسات شادمانی ما هم برا میشه
(حتما بخونید) از کمیته تفحص مفقودین با منزل شهید تماس گرفتند . خانمی گوشی را برداشت. مثل همه موارد قبلی با اشتیاق گفتند که بعد از بیست وچندسال انتظار ، پیکر... شهید پیدا شده و تا آخر هفته آن را تحویلشان می دهند. برخلاف تمام موارد قبلی ، آن طرف خط ، خانم فقط یک جمله گفت :حالا نه. می شود پیکر شهید را هفته آینده بیاورید ؟ آقا جا خورد اما به روی خودش نیاورد. قبول کرد. گذشت . روز موعود رسید. به سر کوچه که رسیدند دیدند همه جا چراغانی شده. وارد کوچه شدند.دیدند انگار درخانه شهید مراسم جشنی برپاست. در زدند کسی منتظر آنها نبود چون گویی هیچ کس نمی دانست قرار است چه اتفاقی بیافتد. مقدمه چینی کردند صدای ناله همه جا را گرفت مجلس جشن که حالا معلوم شد مجلس عروسی دختر شهید است به مجلس عزا تبدیل شد تنها کسی که منتظر آن تابوت بود همان عروس مجلس بود. خودش خواسته بود که پدرش در مجلس عروسی اش حاضر شود به عمد آمدنش را به تأخیر انداخت. عروس گفت تابوت را به داخل اتاق بیاورید. خواست که اتاق را خالی کنند. فقط مادر و داماد بمانند و همرزم پدرش. همه رفتند. گفت در تابوت را باز کنید. باز کرد. گفت: استخوان دست پدرم را به من نشان بده. نشان داد. استخوان را در دست گرفت و روی سرش گذاشت و رو به داماد با حالت ضجه گفت: ببین!ببین این مرد که می بینی پدر من است. نگاه نکن که الان دراز کش است روزی یلی بوده برای خودش . ببین این دستِ پدرمن است که روی سرم هست. نکند روزی با خودت بگویی که همسرم پدر ندارد.
درسته سارا من الانم مغازه دارم میخوام اینو راه بندازم اعتماد سازی کنم بعد ک فول شد و شروع ب بازدهی کرد اونوقت مغازمو جمع کنم مغازه هزینه زیاد داره ولی سایت با اجاره دوماه مغازم راه میفته
@علی ورژن نوکری ...! یه روز گاو پاش میشکنه دیگه نمی تونه بلند شه کشاورز دامپزشک میاره . دامپزشک میگه اگه تا 3 روز گاو نتونه رو پاش بایسته گاو رو بکشید گوسفند اینو میشنوه و میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو گاو هیچ حرکتی نمیکنه... روز دوم باز دوباره گوسفند بدو بدو میره پیش گاو میگه بلند شو بلند شو رو پات بایست باز گاو هر کاری میکنه نمیتونه بایسته رو پاش روز سوم دوباره گوسفند میره میگه سعی کن پاشی وگرنه امروز تموم بشه نتونی رو پات وایسی دامپزشک گفته باید کشته شی . گاو با هزار زور پا میشه..صبح روز بعد کشاورز میره در طویله و میبینه گاو رو پاش وایساده از خوشحالی بر میگرده میگه گاو رو پاش وایساده جشن میگیریم ...گوسفند رو بکشید بسکویت اومده رضا بع بعی بکوشیم
ســـرِ خــــاک مــن ... اونـي که بيشـتر اذيتم کرد بيشـتر گريه ميکنه ... اونـي که نخواست منو ببينه بالاخره مياد ديدنِ جسـدم ... اونـي که حتي نيومد تولدم زير تابـوتـمـو گرفته ... اونـي که سـلام نميکرد مياد برا خدافظــي ... عــجـــب روزيــــــه اون روز...حیف که خودم اون روز نیستم واسه این روز آماده ای؟؟!
آخه چرا هان چرا درسته آدم میاد که ارسالاتونو بخونه کمی بخنده بعد ییهو با این صحنه ی تاسف بار روبه رو میشه دیکه از دلو دماغ میوفته یا شیخ بزن تو فاز همون مسخره بازی بهتره
دوستان من ب شخصه موجود کم نیاریم پایه همه جور شوخی هستم پایه همه با مراما و لوتی های دنبالرم تو فش وفوش کاریم کم نمیارم اگه واقعا با ما حال نمیکنید لایک و. دنبال نکنید ک لایک دنبال کنم آمارت بالا بره . لایک کردی یعنی اخلاقت مثل خودمه جنبه بالایی اگر نیستی حذف کاربری بده اینگورم روش ک دیگه نبینیم آندر آستن تنکس فور یو

12 سال و 10 ماه و 23 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبلامیرررررررررر
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 3 ساعت و 9 دقيقه قبل