رفتم خونه فیلم دیدم جزیه مند شدم اومدم ببین زن هنوز اندونام انقدر تیز هست ک بتونم ی خرخره رو بدرم پس پاتو از زندگی منو بچهام بکش بیرون تا اون سیبیلاتو دود ندادم
@سعیده نقل است روزی مریدی تنها به مسیری میشد , که ناگاه بادی عظیم و فزون از تحمل او را فرا گرفت، بدان سان که خویشتن داری نتوانست و آن ناخوانده باد به صدایی بسی مهیب ز ماتحت وی برون همی آمد که گویی صوراسرافیل است که دارد در نفخ صور اول می دمد!!! در این حال, نظری به یمین و یسار همی کرد تا از خلوت مکان اطمینان یابد که شیخ "رفع الله مقامه" را رخ به رخ خویش همی یافت که غضبناک و اخم آلود , با موبایلی در دست درحالی داشتند با جی اف خویش صحبت بکردندی , فرمودند : " به راستی که هیچ کس تنها نیست "... و مرید ز شدت شرم و خجلت سر در اعماق خشتک خویش فرو برد و آنقدر از هوای سرد و ناجوانمردانه آنجا استنشاق بنمود تا جان به جان آفرین تسلیم بشد....
نــه بنز داشتن ! نه یه ویلا ! نه عضلات س کسی ! نه شکم شش تیکه داشتن ! نه یه لباس برند ! نه چهارتا داف کنارشون . . . اینا فقط یه روح بزرگ و معرفتی داشتن که وقتی بهش فکر می کنی بغض گلوتو فشار میده . . . فدای خنده های شیرینو نگاه های معصومتون ما رو ببخشید که اگه عکس یه دختر س کسی بود 2000 تا لایک میخورد 100 شیر می شد ولی کسی حال نداره به شما نگاه کنه . . . آخه میدونید ؟! آدم ها زود فراموش می کنند . . . روحــــــشـــــــــــان شـــــــاد . . .
هرساله افراد زیادی به دلیل عدم آگاهی از خطرات دریا جان خود را از دست میدهند. لطفا این اینفوگرافی هشدار دهنده و اموزشی را با دیگران به اشتراک بگذارید و انها را از خطر غرق شدن بخاطر شنا برخلاف جریان شکافنده ! نجات دهید.
@saeideh از بروس الدوله لی نقل است اندکی از تناول نهار در معیت شیخ نگذشته بود که دیدم شیخ [!] الدین چون یوزی تیزچنگ که در پی گوری نشیند، بر سر کیسه داروهای خویش یورش برده و از آن میانه قرصی نارنجی رنگ در بر گرفته و با هر چه در توان داشت قرص را در ماتحت خویش فرو برد. مریدان چون این از شیخ بدیدند ماتحت خویش و کنار دستی خویش را دریدند و جر دادند و سپس شیخ را پرسش نمودند، مولایی، این چه فعلی بود که بر خویشتن روا داشتید؟ شیخ کمی خویش را جابجا نموده تا قرص مسیر حرکت خود را ادامه دهد، سپس مریدان را جواب داد: به خدا سوگند طبیب ما را امر بکرد این قرص را قبل از نهار تناول کنیم، لکن امروز این مسئلت را از یاد ببردیم و آن کردیم که باید می کردیم. مریدان را چون این ذکاوت و تیزچنگی شیخ بدیدند شوری فراگرفت ولی از جهت خویشتن داری سکوت پیشه نمودند و بی صدا اشک ریختند.
در خاطرات زنبیل الدوله این گونه آمده است: به خدا سوگند مولایم شیخ [!] الدین را عالم ترین افراد در عصر خویش بدیدم که در مکتب ایشان دانشمندانی چون سید آلبرت اینشتین پرورش یافته است. نقل است شیخ در یکی از دیدارهایش با آلبرت از نظریه نسبیت سخن به میان آوردی و در آن جمع انییشتین شیخ را پرسیدند: یا شیخ نظریه نسبیت چه باشد؟ شیخ(سلام الله علیه) اندکی دم و دستگاه خویش را از روی خشتک خارانده و سپس فرمودند: دست خویش را بر روی اجاق گاز داغ برای یک دقیقه قرار دهید، این عمل به مانند یک ساعت به نظر می رسد، حال آنکه با دافی خوشگل و تر و تازه و رسیده، یک ساعت بنشینید این عمل مانند یک دقیقه در نظر خواهد آمد. این نسبیت است. انیشتین از این پاسخ خشتک درید و با پای پیاده رهسپار دیار شیطان بزرگ گشته و در بیابان های همان جا نعره ها بزد.
@sara
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 49 دقيقه قبلتنبل...برو کار میکن مگو چیست کار
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبلچیست کار
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه قبلناقشی دونی کا؟!!
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 5 روز و 20 ساعت و 13 دقيقه قبل