دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ممد
مرد
امتیاز: 3688

دنبال‌شدگان

(360 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(441 کاربر)

گروه‌ها

(34 گروه)

بازدید

ممد
ممد

مریدان پرسیدند یا شیخ ما از ننه خویش قهر نمودیم و میخواهیم آواز بخوانیم و نغمه سر دهیم،نام آلبوم را چه بگذاریم که بهتر جواب دهد؟ شیخ فرمود: آلبوم دیگر کهنه گردیده و بی فایده است،بهتر است به [!] بوک رفته و پیج بسازید هم بی خطر باشد،هم خواهر مادرتان کمتر مورد عنایت قرار میگیرند مریدان نعره زنان به کافی نت رفتندی و هریک پیجی بساختندی و پس از چندی رخت مریدی بکندندی و برای خویش شاخی بشدندی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ممد
ممد

شیخ و مریدان در بیابانهای بلاد قزوین ره گم کرده بودند و یکی پرسید شیخنا انتحار چیست؟ شیخ فرمود فعلی باشد که با انجام آن به سرانجام رسی گفت مثالی بزن تا خشتک فهم گردم فرمود:عملی که هم اکنون تو درحال انجام آن هستی را انتحار گویند چون اگر پاسخی دهم که منجر به دریدن خشتک از تو و مریدان گردد لشکری از مردمان این بلاد بر شما یورش برند و سیبل مورد نظرشان در خشتک شما را به دروازه خشتکستان تبدیل کنند!!! چون دریدن خشتک در این بلاد به دریدن مقعدتان منتهی گردد مریدان که این بشنیدند نه خشتکی دریدند و نه نعره ای بزدند،اینگونه بود که نام آنها در کتاب گینتس به عنوان اولین دسته از مریدان که پس از نقل شیخ خشتک ندریدند و جیکی نزدند و خفه خون بستاندند،ثبت گردید

ممد
484304_378182185603311_749976379_n.jpg ممد

شیخ در راه همی بود که دخترکی بدید بسیار ظریف که کشف حجاب بکردی و خرامان خرامان طی طریق مینمودی!!! آلارم امر به معروف شیخ بصدا در آمدی و عبای خویش از تن به در کردی و بر دخترک بیانداختی و وی را به جهت نهی از منکر به منزل خویش ببردی! چون به پستو شدندی شیخ شروع به عن درزگویی کردی و مدام از خویشتن خویش پند برون کردی که دختر گلی چون تو حیف نباشد اینگونه از منزل برون گردد و گوهر حجابش را با خود به همراه نداشته باشد... آنگاه شیخ خود را به دخترک نزدیکتر نمودی آرام دست بر شانه وی بیانداختی و یواش از وی بپرسیدی که دختر نازم آیا به بلوغ رسیده ای و عادت ماهیانه میگردی و کم کم دست را از شانه بر پای دختر کشید و کم کم .... چون دست شیخ جلوتر برفت دیگر جلوتر نرفت! و مانعی قطور بر سر راه خویش بدید و چون بیشتر مکاشفت نمود دخترک را پسرک و آنگاه مردک بدید و .... نقل است که شیخ 14 روز مدام و بی وقفه نعره میزد و خشتک میدرید و ناموس مسببین ترویج این فرهنگ را مورد خطاب قرار میدادی تا اینکه سرانجام عمه یکی از مسببین در مقام پاسخ برآمدی و شیخ را از بحران خارج نمودی..

این ارسال را بازنشر کرده است.
ممد
ممد

@سینا مریدی نزد شیخ شد و از شیخ خواست اندر آداب دینداری وی را پندی دهد شیخ بفرمود: چون در جایی شنیدی بانگ "حسین حسین" را شتاب کن و به آنجا شو که در آنجا نذری باشد و طعام بسیار اما اگر شنیدی در جایی بانگ "علی علی"برپاست پیچ را استاد کرده و فِلنگ را بسته و فرار کن چراکه آنجا که علی گویان است یا در حال بلند کردن یخچال باشند یا مشغول هل دادن ماشین...

ممد
ممد

@سینا پروفایل منو ورق بزن همش در مورد شیخه

ممد
ممد

شیخ را دل در خشتک نگاری اوفتادی،

ممد
ممد

شیخ در راه بودی که کلاغی بدید که پنیری بر منقار داشتی و بر شاخه درختی بودی پس به زیر درخت شدی و وی را بگفتی بگذار اندکی منطقی مباحثه نماییم من تعریفی از پر و بال و نغمه تو نخواهم کرد تا که سرانجام برایم آواز سر دهی و پنیر از دهانت بیافتد و من آنرا به کام گیرم راست و حسینی از تو میخواهم به علت اینکه سیستم گوارشی کلاغ با خوردن پنیر سازگار نباشد خودت آنرا به من دهی تا دعایی در حقت نمایم که راهگشای آینده ات باشد... کلاغ پنیر را بر روی درخت گذاشته و آنگاه بگفتی: یا شیخ خوردن گوه زیاد نیز با سیستم گوارشی انسان سازگار نباشد برو و این دام بر مرغی دگر نِه،من آن زمان که پدر دیوثت دوم دبستان بودی این کلک را تجربه نمودمی... انگاه به آسمان شدی و چون شیخ از خشم نعره زدن آغاز نمودی کلاغ مقعد بگشودی و فضله ای جانانه بر دهان شیخ بیانداختی تا دیگر همه را خر نپنداردی... "عن در احوالات شیخ ص 102باب انکه بر ما فضله نیانداخته بود کلاغ باسن از هم گسیخته بود."

ممد
ممد

عن در احوال شیخ

ممد
ممد

یکی از مریدان در خود فرو رفته بود چونان که در oop: پس مولای خود را پرسید: مولای من براستی ریشه و علت اصلی این همه طلاق در چیست؟ مولایِ مریدِ که سخت در نشعگی ناشی از استعمال "تریاک"به سر میبردی خشتک خویش را بخارانید و فرمود: لکن علت و ریشه اصلی تمامی طلاقها یک چیز باشد و آن "ازدواج" است!!!! مرید که عن در کف جمله مولای خویش قرار گرفت بودی به یکباره چنان نعره ای بزدی که برق از سه فاز شیخ برون زدی و از نعره وی شیخ نیز به نعره بیافتادی و هردو خشتک دران عزم صحرای نوادا کرده که در راه به سبب نداشتن گرین کارت ایشان را بازداشت همی نمودندی...

ممد
17584_636018996408817_1523877823_n.jpg ممد

دانشمندان و نوابغ ایرانی دوباره حماسه آفریدند....تلویزیون ال سی دی

ممد
1011532_638839296126787_49585682_n.jpg ممد

اینم عکس بچگی ناصر الدین شاه باز چی می گین

ممد
1002774_639346352742748_654608343_n.jpg ممد

پسری دختر زیبایی رو تو خیابون دید.... شیفته اش شد .... چند ساعتی باهم تو خیابون قدم میزدند ... که یهویه مازراتی جلوی پاشون ترمز کرد . . . دختره به پسر گفت : خوش گذشت اما من همیشه نمیتونم پیاده راه برم .... کار نداری؟!! بای ...! دختره نشست تو ماشین راننده بهش گفت : خانوم ببخشید میشه پیاده بشی؟ ... من راننده این اقا هستم !!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ممد
1016265_483405328414009_313984453_n.jpg ممد

ما پسرایم دیگه

ممد
945672_639989439345106_1227016384_n.jpg ممد

مشما زباله های کل محله رو جمع کرده لباس مجلسی بافته!