reza
مردمی که حدودآ میخرند و حدودآ می فروشند ...
reza
تو را که هر چه مراد است در جهان داری .... چه غم ز حال ضعيفان ناتوان داری
reza
عجب روز سنگین و نحسی بود امروز
reza
همیشه روزهایی هست، که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته است بیگانه می یابد.
reza
تو تاکسی همون اول مسیر یه پسره نفر سوم اومد نشست صندلی عقب و سرش و چسبوند به شیشه و کل مسیر رو گریه کرد .. خیلی دلم واسش سوخت
reza
توسط پیامک
دشت گندمزارهای سربریده را که می بینم یاد دوستت دارم های بی ثمر میفتم(کپی پیست از ...)
reza
زِ خاک من اگر گندم برآید ... از آن گر نان پزی، مستی فزآید
reza
توسط پیامک
آرامش نداشته ام نتیجه انتظاریه که نمیتونم نداشته باشم
reza
یواش می زَنی از پشت سر به من دستی ...
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 22 روز و 21 ساعت و 34 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....