reza
اگر هزار غم است از جفای او بر دل ... هنوز بنده اویم، که غمگسار من است
reza
هر که دلارام دید از دلش آرام رفت ... چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت
reza
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم ... با دوست بگوییم که او محرم راز است
reza
باید جدی به این نظریه فکر کرد که این دنیا جهنم یه دنیای دیگه ست و ما الان تو جهنمیم
reza
هوا پره خدا کنه بارون نیاد
reza
ترس از شک نشونه اعتفاد متزلزل و بی پایه ست
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....