reza
گِردِ آن شمع طرب می سوختم پروانه وار .. پای آن سروِ روان اشکِ روانی داشتم
reza
مزخرفترین دعایی که میشه واسه یه نفر کرد اینه که ایشاللا 120 سال عمر کنی
reza
این واقعیت که تو این دنیا هستند کسایی که آرزوی داشتن یه زندگی شبیه زندگی ما رو دارند به هیچ وجه دلیل قانع کننده ای نیست که برای یه زندگی بهتر تلاش نکنیم
reza
وقتایی که عصبانی میشم مامانم بهم میگه شمر ذی الجوشن
reza
تو گَرمِ سُخَن گفتن و از جامِ نگاهت ... من مست چُنانم که شِنُفتن نتوانم
reza
بر عقل من بخندی گر در غمش بگریم
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 9 ساعت و 15 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....