reza
تَرسم که صرفه ای نَبَرد روز باز خواست ... نان حلال شیخ زِ آب حرام ما
reza
خریت اینه که بعد کلی کلنجار با خودت عکساش رو پاک کنی بعد ته دلت با خودت بگی نرم افزار ریکاوری هست
reza
کلن از این یارو تتلو خوشمان نمی اید ولی یه جای یه اهنگش قشنگ طعنه زده که : خسته از جای خالی صِدام تو برج میلاد
reza
یادش بخیر رو دیوار اتاقم با بلکا این شعار رو در اورده بودم
reza
ریاست به دستِ کسانی خطاست ... که از دستشان دست ها بر خداست
reza
توسط پیامک
حس تازه تصادف کرده ای رو دارم که هنوز داغه و نمیدونه چه بلایی سرش اومده
reza
باز هم همان حکایت همیشگی/ پیش از آنکه با خبر شوی / لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود
reza
تمنای ماندنِ فریبرزِ لاچینی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 6 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....