به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....
بعد اونوقت یکی از آرزوهام اینه که یه آر پی جی داشته باشم بعدش بزنم به این منبع آبایی که بغل پارک محلمونِبعد بلند بلند صدا بده آبش بریزه رو زمین بعد ملن بگُرخن بعد من خیلی خونسرد وایسم نگاهش کنمهمچین ورقی ام من
من و تو چن شب پیش یه برنامه جالبی درباره سوریه داشت جالب بود میگفت که تو همه اسناد و نقشه های اسراییل اسم خلیج فارس ثبت شده ولی سوریه خلیج فارس رو به رسمیت نمیشناسه تازه تو قضیه جزایر 3 گانه هم بارها بر علیه ایران قطعنامه داده
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 5 ساعت و 10 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....