reza
هر چی بود پیشتر از اینها گفته بود
reza
روزگاری که نیست دیگر هیچ .. در کَتِ مردها پلنگیدن
reza
توسط موبایل
عجب روز گند و مزخرفیه..بخیر بگذره
reza
توسط پیامک
و این است ایران.پیش به سوی پیروزی دوم
reza
یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد ... تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند
reza
مثل یه خوابِ بد تو ذهنِ یک سگِ پیر
reza
ما ز یاران چشم یاری داشتیم ... گُه بخوردیم این چنین پنداشتیم
reza
یه سری حرفا هست که دلت میخاد بزنی ولی بعد یه مدت که زده نمیشن باید دفنشون کرد برای همیشه
reza
وقتی بچه بودم دورترین جای دنیا برام آمریکا بود
reza
وصالت گر مرا گردد میسر .. بود هر روز مُ چون عید نوروز
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 23 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....