reza
بابای دوستم تعریف میکرد تو جوونی یه شب دیر وقت یا چند تا از دوستام از یه کوچه رد میشدیم که پنجره یه خونه تو طبقه سوم باز شد و یه مرد اومد لب پنجره یه نخ سیگار روشن کرد و ریلکس شروع کرد کشیدن .. من به دوستام گفتم تازه از بغل عیال بلند شده و اومده یه نخ سیگارش بکشه و باز بره بغل عیال .. خوش بحالش چقدر خوشبخته(بقیه در دیدگاه)
reza
توسط پیامک
پراید 21 میلیون .. اگه شاخ درنیاوردید تعجب کنید
reza
چقدر فاحشگی تو تهران زیاد و علنی شده
reza
من فیلم در پناه تو رو یه بار همون دفعه اولی که پخش شد دیدم ولی تو یه سکانسش ایرج راد یه چیزی گفت که هیچوقت یادم نمیره .. گفت که هر چقدرم خوب و با احتیاط رانندگی کنی که به کسی نزنی آخرش یکی دیگه میاد میزنه بهت
reza
بزرگترین حقیقت دنیا تنهایی ست
reza
زندگی بچّه ای بدون توپ ... گیج، در یک زمین خاکی بود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 18 ساعت و 59 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....