reza
امشب تو ماه عسل چه خبر بوده؟؟
reza
یادمه وسط نماز ح الحمدلله رو غلیظ نمیگفتم نمازمُ قطع میکردم .. همچین ورقی بودم من
reza
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را
reza
چیزی که من رو از مرگ میترسونه اینه که یقین دارم زندگی بدون من سپری خواهد شد
reza
موزیک متن deer hunter همین الان
reza
درسته کینه دل ادم رو سیاه میکنه ولی یه سری چیزا رو خودتُ جِرَم بدی نمیتونی راحت ازش بگذری .. فراموش نمیشن سگ مصبا
reza
همه آرزویم اما ... چه کُنم که بسته پایم
reza
باز آمَدنت نیست چو رفتی رفتی
reza
از صبح ساعت 6 زدم بیرون کلن هم تو خیابون بودم تازه برگشتم خونه دارم هلاک میشم از تشنگی
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 50 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....