reza
قشنگترین اذانی که میشد خوند به نظر من اذان شیخ محمد ابوزیده
reza
دوش ز هجر تو جفا دیدهام .. ای که تو سلطان وفا بودهای
reza
با تشکر از توضیحات کامل آقا یا خانوم پلیس
reza
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم ... محصول دعا در ره جانانه نهادیم
reza
یاد باد آن که چو آغاز سخن میکردی ... با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
reza
میکروبلاگ اجتماعی دنبالر جایی است که اگه تو اون بنویسی ریـدم تو این زندگی هیچ اتفاقی برای جمله ت نمی افته ولی اگه بنویسی چه دُ خ مَ ل خوبی !! این جمله مشمول ف ی ل ت ر ی ن گ میشود
reza
دستم نمی رسد که در اغوش گیرَمَت ... ای ماه با که دست در آغوش می کُنی
reza
هرگز نخورَد آب زمینی که بلند است
reza
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مُغانم ... با کافران چه کارت گر بُت نمی پرستی
reza
آن چشمه خوب .. دنیای من بود
به ساعت نگاه میکنم
12 سال و 10 ماه و 18 روز و 1 ساعت و 46 دقيقه قبلحدود سه نصفه شب است
چشم میبندم تا مباد که چشمانت را از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه های کش دار شبگردان خمیده و خاکستریه گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانیه چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکی ام
و خوشحال که
هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم ....