دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دریا دلدار

من ملک بودم فردوس برین جایم بود/آدم آورد در این دیر خراب آبادم درباره »
دریا دلدار
زن - مجرد
امتیاز: 2837

دنبال‌شدگان

(303 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(596 کاربر)

گروه‌ها

(264 گروه)

بازدید

دریا  دلدار
دریا دلدار
در حدیث

پیامبر اکرم(ص) : اِنَّ هذَا القُرآنَ مَأدَبةَُ اللهِ فَتَعَلمَّوا مَأدَبتََهُ مَا استَطَعتُم . این قرآن ادبستان خداوند است پس تا آنجا که می توانید از این ادبستان بیاموزید.

دریا  دلدار
دریا دلدار

ارامش محصو ل تفکر نیست هنر نیندیشیدن به انبوه مسایلی است که ارزش فکر کردن ندارند........

دریا  دلدار
دریا دلدار

به اسمان وستارگانش دلخوش نیستم زیرا زمانی فرو خواهند ریخت به کوهها دل نمی بندم که زمانی مانند پشم زده پراکنده خواهند گشت من تنها بخاطر معشوقی نفس میکشم که نفسکشیدنم به اختیار اوست ودر همه حال نگهبان من است

دریا  دلدار
دریا دلدار

شما ها درس ومشق ندارین کوچولوها برین سراغ کتابها تون من بیجاره بیکارم بزارین با این پیرمرد پیر زنها یه کم اخطاط کنم

دریا  دلدار
دریا دلدار

می کوشم غم هایم را غرق کنم اما بی شرفا یاد گرفتن شنا کنن

دریا  دلدار
دریا دلدار

گاهی انقدر دلم اززندگی سیر میشود که می خواهم تا سقف اسمان پروار کنم ورویش ارام دراز بکشم ؟مثل ماهی حوض که چند روزیست روی اب است.......

دریا  دلدار
997617.jpg دریا دلدار

سلام

دریا  دلدار
دریا دلدار

سلام. من دریا دلدار هستم، از اعضای جدید ...

رضارنج بران
رضارنج بران

کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــن برایِ تــــو می نویسم ... تـــــــو برایِ او مـــی خوانی !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ●•• ☂ ••● ❤
❤ ●•• ☂ ••● ❤
در Im in love

اینجا ایران است , کشوری که مرد هایش جوری نگاه به اندامت و پاهایت میکنند ... که از زندگی خسته میشویی! همیشه هم همان پسری که میگویید به فکر تنت نیست بیشتر دنبال رنگ لباس زیرت میگردد! آری اینجا ایران است 100% اسلامی , آنقدر اسلامی که مردهایش به بهانه شلوغی مترو آنقدر خودشان را بهت میمالند که ارضا شوند! همان جایست که در تاکسی پیرمرد آرام پشت دستش را به پاهایت میکشد , همان بهشتی که روی خط عابر پیاده بخواهی عرض خیابان را طی کنی کلکسیونی به عشق تنت ترمز میزنند , همان جای که در دانشگاه آزاد اسلامی استاد هایش برایت تیک میزنند 20 را میدهند به شرطی که اهل شیطنت باشی ... حرف زیاد است من فرصت نوشتن دارم ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگین غم ها را ندارد , آن روی سکه بود که میخواستی "اینجا ایران است"

و 7 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
sajad
sajad

مکالمه اي بين من و مادرم: -مامان - جونم - داشتم ماست مي خوردم - نوش جونت پسرم - ريخت رو فرش - کوفتو بخوري نکبت؛ خاک تو سرت....

این ارسال را بازنشر کرده است.
sajad
sajad

وقتي يکي بهت آدامس تعارف ميکنه هميشه منظورش اين نيست که دوستت داره ، در حقيقت دهنت بوي گربه مرده ميده ميخواد خودشو راحت کنه !

این ارسال را بازنشر کرده است.
AlIrEzA
AlIrEzA

آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی. و ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد. شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش بزنید که این داستان را قبلن بدجوری شنیده ام. و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند ، به سمت قطار حرکت کردندی. مریدی گفت:" یا شیخ ! نباید انگشت مان را در سوراخی فرو ببریم؟" شیخ گفت:" نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است." راننده ی قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند. شیخ و مریدان ایستادند و شیخ رو به مریدان گفت: " قاعدتن نباید این طور می شد!" سپس رو به پخمه کردی و گفت: "تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟" پخمه گفت:"آخر الان سر ظهر است! گفتم شاید همین طوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد

این ارسال را بازنشر کرده است.
AlIrEzA
AlIrEzA

نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی ... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

این ارسال را بازنشر کرده است.
AlIrEzA
AlIrEzA

هیچ چیز را چشم بسته قبول نکنید ! حتی سخنان بزرگان را... بزرگمهر میگفت: سحرخیز باش تا کامروا شوی... دروغ میگفت... باور نکنید دورو بر ما سحرخیزها یا کله پز شدند یا نانوا...

این ارسال را بازنشر کرده است.
AlIrEzA
AlIrEzA

هیچی مثل این مساله رو اعصاب نمیره که : با یه نفرخداحافظی کنـیـــــم، بعد هم مسیر بشیــــــم... بعد کنار هم هی راه بریــــــم... بعد سرعتــــمون رو کم و زیاد کنیـــم که بیشتر از این ضایع نشیــم !

این ارسال را بازنشر کرده است.