الهام
توسط موبایل
الان با خاله ى مامانم نشستم٥٠سالشه سپردنش دسته منو رفتن مهمونى........خاله ي مامانم يه نوع مريضي داره كه اسمى هم نداره شبيه بچه كوچولوهاست....الانم كاغذ گذاشتم جلوش داره با خودش حرف ميزنه و نقاشى ميكشه......خوش بحالش چيزى نميفهمه جاشم بهشته ولى مااااااااا........ هى.....اون دنيارو يه جور ديگه ميبينه ولى ما.....اون با خودش حرف ميزنه و با كسى كارى نداره ولى واااااااااى از اين زبون ما كه همه چيمونو حتى ميتونه از دستمون بده حوصله ى درس هم ندارم ولى خاله با اشتياق داره كتابامو ورق ميزنه.....رفتم واسش شكلات اوردم مثله بچه ها پريد جلومو شكلاتو گرفت همه بهش ميگن طفلكى....ولى اون خوشبخت ترين ادمه هيچي تو اين دنياى لعنتى نميفهمه اخرشم ميره بهشت ولى ما هم اين دنيا تو جهنميم و شايدم اون دنيا......
الهام
توسط موبایل
ادم چه حالى ميشه بعداز ٧ سال مامانشو ببينه ولى نتونه بره از نزديك ببينتشو بغلش كنه و گريه كنه بگه مامان كلى حرف دارم واست گوش كن ....

14 سال و 8 ماه و 25 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبل