دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه

من تو را به خاطر می آورم بی هیچ بهانه ای . شاید دوست داشتن همین باشد ...

محدّثه
محدّثه

روزی فرا میرسد شیطان فریاد برمی آورد : آدمی پیدا کنید سجده خواهم کرد !

محدّثه
محدّثه

الهی ! تو چه بی منتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوییم !

محدّثه
محدّثه

مثلا خیر سرمون اینترنت پرسرعت !! داریم ، سرعتش با سرعت یه حلزون خانه به دوش برابری میکنه . با اجازه ی دوستان: مملکته داریم ؟؟

محدّثه
محدّثه

چه تفاوت دارد ، تمام نگاه ها اگر سنگ می شود ، من ... دلم برای سنگ ها هم تنگ می شود

محدّثه
محدّثه

Beautiful pictures are developed from negatives in a dark room.So if you see darkness in your life,be sure that GOD is making a very beautiful picture from you.

محدّثه
محدّثه

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ، پرشی دارد اندازه ی عشق . زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود ...

محدّثه
محدّثه

سال ها ی کودکی دل ز غصّه دور بود / ماهی خیال من حوضش از بلور بود/ یک درخت سبز بود ، زیرِ سقف آسمان/ من به گاهواره ای ، گربه ای کنارمان / ناگهان شبی بلند ، از سرم عبور کرد / بند گاهواره را ، تاب داد و دور کرد / برگ های خسته را ، دسته دسته باد برد / قصّه های خوب را ، مادرم ز یاد برد/ سال ها گذشته باز ، حوض خالی ، آب نیست / گاهواره ام کجاست ؟ خواب هست و تاب نیست ... یاد بچگیامون بخیر

محدّثه
55fhwfm98qndghf07y50.jpg محدّثه

اگر فکر می کنید جامعه با شما رفتاری ناعادلانه دارد ... بازم لازمه که اون چشای نازو یه بار دیگه باز کنید.

محدّثه
محدّثه

مهربانی را اگر قسمت کنیم من یقین دارم به ما هم می رسد / آدمی گر ایستد بر بام عشق دستهایش تا خدا هم می رسد . شب همگی خوش . خدانگهدار تا فردا

محدّثه
03.jpg محدّثه

اول و آخر کار ...

محدّثه
Student1.jpg محدّثه

جهت یادآوری ایام شیرین ! امتحانات

محدّثه
01.png محدّثه

این بچه بزرگ شه چی میشه !

محدّثه
محدّثه

شبی پسرک یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر آن را گرفت و با صدای بلند خواند . او با خط بچگانه نوشته بود : کوتاه کردن چمن باغچه ۵۰۰ تومن / مرتب کردن اتاق خوابم ۵۰۰ تومن / بیرون بردن زباله ها ۵۰۰ تومن / نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم ۵۰۰ تومن / مراقبت از داداش کوچیکه ۱۰۰۰ تومن / جمع بدهی شما به من ۳ هزار تومن . مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد . لحظه ای خاطراتش را مرور کرد . سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت : بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ / بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم هیچ / بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ / بابت غذا ، نظاقت تو و اسباب بازی هایت هیچ / و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که در مقابل هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است . وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت : مامان دوستت دارم . آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت :قبلآ به طور کامل پرداخت شده ...

محدّثه
محدّثه

خدافظ همه . خوش باشید ...