دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدّثه

محدّثه
زن
امتیاز: 2847

دنبال‌شدگان

(105 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(873 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

محدّثه
محدّثه
در حلقه

شاعرانگی هایم گُل میکند....خودم به گِل مینشینم اما....

محدّثه
محدّثه

اینُ قدیما که این گروه اختراع نشده بود گذاشته بودم، ولی حالا میخوام توی این گروهم ثبتش کنم دیگه توی این زمونه، کی پای لایکش میمونه/ لایک زن مثه من خیلی کمه از هر صدتا یه دونه.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
محدّثه
در حلقه

مرا از فاصله میترسانی؟؟ خاطره ها همه ی جاهای خالی را پُر میکنند، تو نگران نباش.

محدّثه
محدّثه
در حلقه

قبلترها راه حل همه چیز ساده بود انگار. پخش شدن رایحه ی عطر مورد علاقه ام کافی بود تا بوی تنهایی از اتاقم برود.اما حالا روزگار عوض شده، عود و عنبر هم که دود کنم فایده ندارد

محدّثه
محدّثه
در حلقه

آخ بازهم بوی کاغذ کاهی...دوستش دارم....گفته بودم که، من خ/ا/ط/ر/ه/ بازم

محدّثه
محدّثه
در حلقه

امانت خدا بود در دستان من،خوب امانت داری نکردم،پَسَش گرفت...

محدّثه
محدّثه
در حلقه

دستت را کمی بالا بیاور...حالا کمی هم تکانش بده......خیالم راحت شد، همین یک نشانه کا[!]ت برای اینکه بدانم هنوز هستی.

محدّثه
088989077.jpg محدّثه

@حسین پشت میله های زندان به جُرم حضور بیش از اندازه در دنبالر برای حفظ آبروی عکس کودکیشو گذاشتم که ریا نشه @O u ➌ Ph ¥

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدّثه
64564646464646466.jpg محدّثه

-بادکنک-هیجان-زندگی

محدّثه
14709.jpg محدّثه
در خاطرات

یادش بخیر آدامس-لاویز همش میخریدمش که توی تکمیل داستان از دوستام جا نمونم.آخرشم همه رُ ریختم دور اون وقتا میگفتیم لاویز ولی بعدها فهمیدم که این بود: IS

محدّثه
4562.jpg محدّثه

دستای-توی-هم-قُفل-شده

محدّثه
876578990998.jpg محدّثه

جاده های شمال

محدّثه
محدّثه
در حلقه

تو که باشی، فعلهایم همه بی قاعده صرف میشوند

محدّثه
86787687687999907978.jpg محدّثه

برگ/ رنگ

محدّثه
245335779709780.jpg محدّثه

یعنی دیگه اِنقده قحطیه آدم زنده بود.....این چه کاریه آخه.....