Shahdad
امشب با واژه ها دست به یقه شدم به من نخند من هنوز هم شاعرم اما واژه ها شایسته تو نیستند فکر نکن نمی دانم همه چیز زیر سر نگاه توست زیبایی نگاهت ، زبان قلمم را بند آورده !
Shahdad
می گویند عمر من و تو در محاسبات نجومی در حد پلک زدن یک ستاره هم نیست من اما حاضرم زیر تک درختی پرت افتاده تر از تنهائی آدم در پرتو حسن تو بنشینم و صد سالی یکبار پلک بزنم
Shahdad
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار
خیس می شوند
می گویند حساسیت فصلی است
آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم...
Shahdad
می شنوی صدای معشوقت را که نام تو را بر روی قطره های باران حک میکند؟؟؟... حس میکنی دست نوازش معبودت را بر روی دلت ؟؟؟... و آیا می بینی تبسم بی کرانه ی او را که عشقت را جاودانه می کند؟؟؟... پس به دنبال چه هستی که اینگونه سرگردان در میان آشفته بازار مغزت میگردی؟ هرچه داری رها کن...تنها به او بپیوند
Shahdad
ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم
Shahdad
من بر چشمانم پارچه ای سیاه خواهم بست تا هیچ چیز را نبینم نه شکنجه را و نه چراغها را تنها صدایشان را خواهم شنید و هر چه را که بشنوم لب باز نخواهم کرد چرا که دهانم بوی مرگ می دهد..
Shahdad
روزگار ِ بی حوصلگی هاست … بگویی مراقــبم باش ؛ میگذارندت زمین و می روند ! قـرص بمــان رفـیق …قــرص بمـــان …
Shahdad
پارسال با او زیر باران راه میرفتم... امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم... شاید باران پارسال هم اشکهاى دیگرى بود!
Shahdad
نبودنت را ،تـــــاب می آورم رفتن را ،تحمـــــّل میکنم فراموش شدنم را ،بــــاور میکنم امــــــا !!!فــــــراموش کردنــــــت... دیگرکـــــا رِ مـن نــیست !
Shahdad
من تنها نیستم, اشکهایم را دارم, اشکهایی که از غم تو بر گونه هایم جاری است. من تنها نیستم, لحظه ها را دارم, لحظه هایی که یکی پس از دیگری عاشقانه می میرند تا حجم فاصله را کمرنگ تر کنند. من تنها نیستم چرا که خیالت حتی یک نفس از من غافل نمی شود. چقدر دوست دارم لحظه هایی را که دلتنگ چشمانت می شوم. هر لحظه دوریت برایم یک دنیا دلتنگی است و چقدر صبور است دل من, چرا که به اندازه تمام لحظه های عاشق بودنم از تو دور هستم . ولی من باز چشم براهم... چشم به راهم تا آرامش را به قلب من هدیه کنی مهربان من
Shahdad
بهت نمیگم باور کن که عاشقتم،ولی قسم می خورم که عاشقتم..بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی..نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی...اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم... اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم... اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست... اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم... اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم... عاشقتم واسه همیشه عشق من
Shahdad
يك زمان درخود نمي گنجيدي ازعشقش دلا پس چه شد كو آن همه شورونشاط وحالها؟ ؟؟؟ .... قـصّه هجـران خود با يار ديــرين باز گو پــاك گـردان از وجود ناب ،قـيل و قـالها..
Shahdad
اینـ بـــار کــــه آمدیــــ دستـانتـــ را رویـــــ قلبــــمـــ بــگـــذار تـــــا بفهمـیــ اینــــ دلــ بـا دیدنـــــ تــو نمــی تپـد ... میلــــــرزد !!!
Shahdad
باران بهانه ای بود که زیر چتر من تا انتهای کوچه بیایی کاش نه کوچه انتهایی داشت و نه باران بند می آمد ...
Shahdad
تنها شادي زندگيم اين است که هيچکس نمي داند تا چه حد غمگينم..