سروش(نگهبان خاندان)
زندگی به من یاد داد که به هر کسی اعتماد نکن
به من یاد داد که عشق در یک نگاه دروغ محض است
که اگر یکی بهت گفت پشتتم تا آخرش
اون آخرش جایی است که خودش تو دردسر نیفته
و از همه مهمتر یاد گرفتم که خدا اون بالا جای حق نشسته
سروش(نگهبان خاندان)
خيلي روي آدمها حساب نكنيد ... خدايتان هم همه ي انتظارات شما را برآورده نميكند! اينها ... که فقط آدمن
سروش(نگهبان خاندان)
با اعتماد,زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.شکهایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.مهم نیست که قشنگ باشی....قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یه نفر!کوچک باش و عاشق,که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را.بگذار که عشق خاصیت تو باشد,نه رابطه خاص تو با کسی.موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن!!!!
سروش(نگهبان خاندان)
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشود، پس به امید فرداها محبت هایمان را ذخیره نکنیم
سروش(نگهبان خاندان)
تلخ است باور نبودن آن ها که می توانستند باشند
سروش(نگهبان خاندان)
باید دست برداریم از انتظار از حسرت جاده ها از چشمهای همیشه به راه از فکر رفتهها یی که باز نمیگردند در سرزمینی که هر طرفش خورشیدی غروب میکند هیچ فردایی تکرار میکنم هیچ فردایی روز موعود نیست
سروش(نگهبان خاندان)
خوبم... درست مثل مزرعه اي که محصولش را ملخ ها خورده اند ديگر نگران داس ها نيستم
سروش(نگهبان خاندان)
همه حالــــم را پرسیدند .. و من گفتــــم رو به راهم ! اما هیچــــکس ،نفهمید رو به کـــــدام راهم
سروش(نگهبان خاندان)
عـــادت این قبیله است؛ دور آتشـــی که تـــو میــــسوزی، می رقصــــند
سروش(نگهبان خاندان)
کنـــــــار ِ " رفتن، دلیـــــل نبـــــودن نیست " بنویسید : همیشه هم مانـــــدن ، دلیـــــل بودن نیست
سروش(نگهبان خاندان)
زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی را دریاب
سروش(نگهبان خاندان)
کتاب کودکیمو نانوشته، کتاب نوجوونیمو نوشتم، گذشتم از کتاب آرزوهام، جوونیمو فنا کرد سرنوشتم
سروش(نگهبان خاندان)
روزگارا ...! تو اگر سخت به من ميگيري، با خبر باش كه پژمردن من آسان نيست. گرچه دلگيرتر از ديروزم، گرچه فرداي غم انگيز مرا ميخواند، ليك باور دارم دلخوشي ها كم نيست
سروش(نگهبان خاندان)
ایستادن، اجباركوه بود؛
رفتن، سرنوشت آب؛
افتادن، تقدیربرگ وصبر، پادا ش آدمی!
پس بی هیچ چشم داشتی حراج محبت كنیم كه همه ما فقط خاطره ایم