سروش(نگهبان خاندان)
من دیـــــوونه نیـــستم من فقط یک جور خـــاص که دیگران نمیــتونن تو رو دوست دارم
سروش(نگهبان خاندان)
پایان حکایتم شنیدنیست: من عاشق "او" بودم.... "او" عاشق "او"... : ( . .
سروش(نگهبان خاندان)
به سلامتي اون صبحي كه وقتي بيدار ميشي "خودشو" بغل كرده باشي نه "يادشو "
سروش(نگهبان خاندان)
اگه هیچوقت بعد از هر لبخندی ؛خدا رو شکر نمیکنی حق نداری بعد از هر اشکی،اونو سرزنش کنی ...!
سروش(نگهبان خاندان)
آبی دریا ، قـدغن شوق تماشا ، قـدغن عشق دو ماهی ، قـدغن با هم و تنها ، قـدغن برای عشق تـازه ، اجازه بی اجـــــازه...
سروش(نگهبان خاندان)
میدانم گناه است اما من عاشق این گناهم! گناه هم آغوشی با تو... خدایا بیخیال!! ما میخواهیم با هم به جهنم تو بیاییم... که قسم به خودت با عشق جهنم تو هم بهشت می شود برای ما...
سروش(نگهبان خاندان)
وقتي خاطره هاي آدم زياد مي شه
ديوار اتاقش پر’ه عكس مي شه
اما دلت براي اوني تنگ مي شه
كه نمي توني عكسشو به ديوار بزني...
سروش(نگهبان خاندان)
چه لذتی داشت وقتی مرا با آن " ميم " مالكيت بنام خودش ميكرد
سروش(نگهبان خاندان)
عاشق را, بخوانش, از آخر! قشاع...: دردی است که انسان را مایوس سازد...
سروش(نگهبان خاندان)
كساني كه معتقدند اوني كه رفته خودش بر ميگرده.....
نودونه در صد كفتر بازن
سروش(نگهبان خاندان)
دلواپس من نباش عذاب وجدان هم نگیر ،دیگه تنها نیستم غم نبودنت همیشه با منه با خیال راحت به بی* وفاییهات برس
سروش(نگهبان خاندان)
خسته ام ازين زندان که نامش زندگيست پس قشنگي هاي دنيا دست کيست...؟
سروش(نگهبان خاندان)
می گویی : دوستت دارم
قلبم میریزد ,
تکه های پازل را با هم اززمین بر میداریم ,
پازل را با هم از اول می چینیم
تکه گم شده اش تو بودی
سروش(نگهبان خاندان)
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست. چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی! که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا دل خوش کنی و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…
سروش(نگهبان خاندان)
صدای بوق ممتد قلبم به گوش می رسد !
بوی الــــرحمـــــن میگیرم !..
وقتی ..
نیستی ..!!