سروش(نگهبان خاندان)
زندگی شما وقتی زیبا می شود که پندارتان ، کردارتان و گفتارتان نیک باشد
سروش(نگهبان خاندان)
هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . .
سروش(نگهبان خاندان)
هر دو بالم را شکستی باورم را پس بده / مانده خالی خالی هستی ام را پس بده
دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک های بیت بیت دفترم را پس بده
سروش(نگهبان خاندان)
شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت ..... دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت
سروش(نگهبان خاندان)
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست***هم بر سر گریهای که چشمم را خوست***از خون دلم هر مژهای پنداری***سیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست..!!
سروش(نگهبان خاندان)
زندگی آب روانیست روان میگذرد ................. آنچه اقبال منو توست همان میگذرد
سروش(نگهبان خاندان)
آدما مثل یه کتاب میمونند ، که تا وقتی تموم نشن برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ... برای اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سره یه کتابه دیگه
سروش(نگهبان خاندان)
بعضیا هر جا برن باعث شادی میشن . بعضیا هم هر وقت برن...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
تنها مرگ است که دروغ نمی گوید...
سروش(نگهبان خاندان)
آنگاه که در لانه گردن فراز می داریُ سینه را جلو می دهیُ روی پنجه می ایستی و بال ها را بر هم می زنی تا بچه ها ببینند و یاد بگیرند ُبه این فکر نکرده ای که وقتی پرواز را آموختند و پریدند و رفتند ُچقدر آشیانه بوی تنهایی و غم خواهد گرفت.اما تلخی این غم را به شیرینیه تماشای پرواز آنها معاوضه کن.
سروش(نگهبان خاندان)
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش... لحاف را بکشم رویش دست را ببرم لای موهایش و نوازشش کنم... حتی برایش لالایی بخوانم، ... وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود... درست می شود اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود... بالاخره تمام می شود...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
آرزو دارم تو هم عاشق شوي/ آرزو دارم بفهمي درد را / تلخي برخوردهاي سرد را........!!!!
سروش(نگهبان خاندان)
محبت مثل سکه مي مونه که اگر بيفته توي قلک قلب نميشه درش بياري، اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني
سروش(نگهبان خاندان)
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است
سروش(نگهبان خاندان)
بگذار از دست برود آنچه از دست رفتنیست!! من چیزی را می خواهم که به رنگ التماس نیالوده باشد.