سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
قول داده ام... گاهی... هر از گاهی... فانوس یادت را... میان این کوجه های بی چراغ روشن کنم... خیالت راحت، من همان منم... هنوز هم در این شب های بی خواب و بی خاطره... میان این کوجه های تاریک پرسه می زنم...
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری و از چشمان خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
شانه هایم زیر بار غم شکست شاخه های سبز امیدم شکست عشق ما در شیشه فرهاد بود عشق شیرین ریشه اش در باد بود هیچ کس حرف صداقت را نزد هیچ کس دل را بر این دریا نزد یک نفر امروز در چشمم شکست یک نفر بار سفر بست و گسست یک نفر با خاطراتم دور شد یک نفر با قصه ها محشور شد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ ، که می آیـــــی به احســــاست قســــــم یــــک شب دلم می میرد از حسرت .........و من اهسته میگویم : تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمی آیی .....
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
بخواب همچو مهتابی که آرام پشت کوه ها می رود و مرا از پرتوش بی نصیب می دارد تو نیز بخواب و مرا از عشقت بی نصیب دار باشد که عشق در وجوت بماند، و آنچنان وجودت از عشق آکنده شود که ذره ذره ی وجودت را بگیرد آنگاه عشق از وجوت سرریز شود... باشد که پرتوی از ذره های لبریز شده اش به من بتابد و مرا از زمین و زمان بی نیاز سازد ای امید نا امیدی های من
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
ماشقایق های طوفان خورده ایم،سیلی ناحق فراوان خورده ایم،ساقه ی احساسمان خشکیده است،زخم ها از تیغ و طوفان خورده ایم،هیچ کس ویرانیم را حس نکرد،وسعت تنهاییم را حس نکرد،درمیان خنده های تلخ من،گریه ی پنهانیم را حس نکرد ،درهجوم لحظه های بی کسی،درد بی کس ماندنم را حس نکرد.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
همیشه نمی توان زد به بیخیالی و گفت: تنها آمده ام …. تنها می روم ! یه وقتایی حتی برای ساعتی یا دقیقه ای کم می آوری دل وامانده ات یک نفر را می خواهد ! اه لعنتی دوست داشتنی…نه میتونی بگذری… نه میتونی… .
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند... صحبت از فراموشی نیست.... صحبت از لیاقت است .... !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
نمــــی دانـم کــــجاست و... چگــــــــــونه مــــــــی گــــذرد!! چـــــند وقتیست از "حالـــم" بـــی خـبــــــرم !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
وقتی که تو بارانی میشوی در آسمان چشمانت غرق میشوم و فراموش میکنم که هوا پاییزی است. برخیز تا پنجرهها را به روی خزان ببندیم، بیم دارم خزان خاطراتمان را غارت کند. باغچه از حجم علفهای هرز سکوت انباشته شده. از خلوت کوچه دلم میگیرد و هنوز در انتظار بارانی شدن چشمانت هستم. هر چند که میدانم بارانی شدن، دل آسمانی میخواهد.
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
احساس کردم ... نخستین بار زیرقطره های باران ... درپهنای دل غمناک آسمان ... ودرآن هوای سوزناک در کنار برگ های زردوباران خورده ی درختان با تمام یاس و ناامیدی ام تورا احساس کردم... احساس کردم با آغوش گرم وآرامت وبا بوسه های آتشین و پرمهرت و نفس های عطرآگین و وسوسه انگیزت... احساس کردم... عشق را... بودن را... و... معنای تلخ زندگی را...!!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
به هـمـان سـادگـی کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار سقـف واگـن مـتـروک را تـرک می گـویــد دل ، دیـگــــر در جـای خـود نیـسـت بـه همـیـن ســادگـی !
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم فـرمـول وار ؛ مـرتـب و بـی نـقـص … و تــو بـا یـک اشـاره هـمـه چـیـز را در هـم می ریــزی …
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
. عشــــقتـــــــ ـــ شوخــــی زیباییـــــــــ ـ بود که با قلــــــب من کردی زیبــا بـــــود …امّا…شوخیـ ــــــــ بــــود حالا . . . تو بی تقصیریـــــــ ! خدای تو هم بی تقصیر است تمام این تنهایی تاوان اشتباه خود من است .