دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

روزها میگذرن هم برای این منه بی تو و هم برای تویه بی خبر از بودن من و من میبندم چشمهایم را بی تو و به یاد تو از خستگی بی تو بودنهایم آنگاه که تو می بندی چشمهایت را از بی حسی بعد از مشروب ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

مبهم است و پیدا نیست ابدی نیست اما گاهی به ما سر می زند وقتی تنهایم او با من است...شکل من.... با من یکی می شود و همراه من می آید به هر جا که می روم.. حتی تا لبه ی باریک دیوار برای نا امید کردن ترس.. مثل من نمی ترسد از خاطره انگیز ترین لحظه های دیوانگی آدمهای مست با من ترا می جوید در جا جای عالم وجود مثل من سر در گم می شود از معمای پیچیده ی نیرنگ.. ... مثل من بی تاب نمی شود در فصل انتظار.. گمانم این اندیشه ات بود.....!!! که تنها نیستم..وتنهایم کردی تو بر این باور باش...ای عزیز رفته از دست که من عمریست با سایه ی خود تنهایم... جای تو خالی نیست سایه ام جای تو باز.. همدم دیرین من است...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

از این غمگین تر نمی شوم یا از این تنها تر.. از این خالی تر نمی شوم شاید هم از این پوچ تر... بی ریا می مانم پر از انتظارم هنوز هم... باز هم می نویسم شاید تو آن آرزویم باشی که روزی ...جایی .... در خلوت خود ساخته ام... آرزویی که یک شب در خواب سپری شد .. کنار تو..... و یک روز در تنهایی....بین بیشمار آدم.... آن روز که من ترا از دور مثل محبتی دو روزه می دیدم و فراموش کردم که روزها سپری شد که روزی برسد که من در کنار تو باشم...من با تو.... تنها....در کنار تو.... ای که از من دوری....... از فاصله ها بپرس چقدر طولانیست؟؟!! آیا عبوری هم هست؟؟!! بپرس نعش هوس را کی به گور می برن تا ما یک روز با عشق زندگی کنیم بدون هوس...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

" فرق منو تو "

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

پایبنــدش نکــردم اما باز هم گریخـت دروغـش به حـقیقتـم غالـب شـد در مـن به دنبـال حـس راحـتی میگشت !! که نبـود.... با دنیـایم نساخت و ویرونه کرد هر چـه با خیـالش ساختم و بی پروا رفت خـیر پیـش دستـم بالاست عزیـز من با سادیگم چه ساده باختم .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چشمهایم تمنا میکند خوابی بی هیچ اضطراب را محال است محال... وقتی آمد تنهایی ام را بر هم زدم آرامشم قهر کرد و در آخر او هم دست نیافتنی شد

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

من از سکوت مینوسم که حرفهایش همیشه ناگفته مانده است ازغم مینویسم که از بودنه خود دیرگاهیست پشیمان است از تو می نویسم که حضورت همیشه کوتاه است اما شیرین مینویسم چون می ماند احساس سرد مرا بخوان و با گرمای خیالت درکش کن

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

آدما مترسک سر جالیز نیستن؛ که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛ پس یه کم در مورد آدما منصف باش؛ تا مترسک یکی دیگه نشی …!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند … از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟! وقتی کســی جایت آمد … دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند …. میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه …… فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود ! و این است بازی باهــم بودن … !!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چند وقتیست هر چه می گردم . . . هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم نگاهم اما . . . گاهی حرف می زند ، گاهی فریاد می کشد . . ومن همیشه دنبال کسی هستم که بفهمد یک نگاه خسته چه میخواهد بگوید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است حضور خاطراتت در وجود من ...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

اکنون تو با مرگ رفتہ اے و من اینجا تنہا بہ این "امید" دم میزنم ، کہ با ھر نفس بہ تو نزدیکتر مےشوم...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دنیا را در ۸۰ روز دور زده اند … ما که دیگر جای خود داریم !!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

به من مي گفت عشق براي هر دوي ما زود است .... اما ... اما مثل اينکه فقط براي من زود بود ، نه او و دوست صميمي من .....

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دارم نبودنت را با ساعت شنے اندازہ مےگیرم... یک صحرا گذشتہ است...