سروش(نگهبان خاندان)
دنیای عجیبی شده است . . . برای دروغ هایمان ، خدا را قسم میخوریم ، و به حرف راست که میرسیم ؛ می شود جان ِ تــو
سروش(نگهبان خاندان)
مدت هاست كه زنده به گورم كرده است همچون دختركان عصر جاهلیت این روزگار بی مروت! ....
سروش(نگهبان خاندان)
می بینی چه غم انگیز است لحظه های من وقتی تو نیستی.. ؟؟ وقتی پیش اشک هایم خیس می شود تمام دنیا تو چرا حتی نم نمی کشی؟
سروش(نگهبان خاندان)
گوش کن ............یک نفر آن طرف پنجره ی بسته تو را می خواند و نسیم … لای این پرده ی آویخته را می کاود ... تا تو را در یابد ... نور خورشید که از منزل پر مهر خدا آمده است ... لب درگاه تو در یک قدمی می ماند ... قلب این پنجره ... از دست غم پرده به تنگ آمده است ...پرده را بر داریم ... دل این پنجره را باز کنیم
سروش(نگهبان خاندان)
همه چیز خنده دار بود…. داشتن تو…! بودن من ; ماندن ما….!! رفتن تو… این همه آه…. گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد
سروش(نگهبان خاندان)
دل به دلم که ندادی ... پا به پایم که نیامدی دست در دستم که نگذاشتی سر بسرم دیگر نگذار ... که قولش را به بیابان داده ام .....!
سروش(نگهبان خاندان)
دروغ مثل برف است هرچه آنرا بغلتانید بزرگتر میشود
سروش(نگهبان خاندان)
اونا که مي گفتي رازه ؛ يادته؟ يادته فال هاي حافظ تو حياط ؟ يادته قسم جون شاخه نبات؟ گل سرخا رو نچيديم يادته؟ يه روزي هم و نديديم ؛ يادته؟ حرفامون سر صداقت يادته؟ تو ، تو مجازات خيانت ، يادته؟ پنهوني سر قرارا ، يادته؟ تأخيرات توي بهارا يادته؟ گوش نداديم به نصيحت، يادته؟ گشتنت دنبال فرصت يادته؟ دستات و ميخوام بگيرم يادته؟ راستي تو ، بي تو مي ميرم يادته؟ دونه دادن به کبوتر يادته؟ خاطرات توي دفتر يادته؟ فال با نيت رسيدن يادته؟
سروش(نگهبان خاندان)
دیگر نه آدم، آن آدم است و نه حوا، آن حوا من و تو زاده ی کدامین دو نخستینیم که نه بوی آدمیت داریم و نه هوس حوا. . . ؟!
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
Dubai sports مستقيم افتتاحيه الملبيك نشون ميده
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
دلم سيگار ميخواهد و پکهاي عميق يک سينه پر از درد و دودهاي غليظ
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
رفتار یک انسان، آینه ای است که او چهرۀ خود را در آن نشان می دهد
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
برای اینکه بزرگ باشی نخست کوچک باش
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد… آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب ” آدمی ” میدهند
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
یه ورقِ سفید بر مےدارم شروع میکنم به خطـ ـ ـ ـخطے کردنش اشکام میریزه روشُ خیسش میکنه یه ذره نگاش میکنم گریم بند اومده .. حالا دیگه مےخندم عین یه دیوونه مےخندمُ اشک میریزم ... کافیه لطفا..دنیا رو دوست ندارم