سروش(نگهبان خاندان)
خیابان شلوغی است که تو در میانهاش ایستاده باشی ببینی میآیند... ببینی میروند... و تو همچنان ایستاده باشی......
سروش(نگهبان خاندان)
به تعداد نفس هایی که با دیگران کشیدی به من بدهکاری! برگرد و حسابت را صاف کن با یک لبخند...
سروش(نگهبان خاندان)
از جا میپرم ... و تپش قلب می گیرم ... با هر صدایی... همه چیز شبیه آمدن توست و نگاهت ... انتظار من است از آنطرف پنجره...خوب نگاهم کن ... من همانم ! انتظار برگشتن تو ... دیوانه ام کرد ....
سروش(نگهبان خاندان)
کاش این گوشی های لعنتی که اینروزها همدم تنهایی هایمان شده احساس را منتقل می کرد با پیامک های خالی ِ گاه و بیگاه من...
سروش(نگهبان خاندان)
زمین هم با تمام ابهتش سبز می شود اما من ... بعد از تو ... هیچ وقت جوانه نمی زنم ...
سروش(نگهبان خاندان)
ســــرکـــــوبـــــ مــیکنــــمـــ ! ایـــنــــ احســــاســـ لعنتــــیـــ را ... دوستـتــــــ نـــداشتــــمـــ ... نـــــــدارمــ ... و نـخـــواهــــمــ داشـتــــــ ... میخــــواهــــمــ دروغگـــــو بــــاشــــمــ ! شـــــایــــد ... آسمــــانــــ بـــــه زمیـــــنـــ آمــــــد ... و از حیـــــرتــــ ... زبـــــانـــــ ِ احســـــاســــمـــ ... رویــــــ ِ دروغهــــــایــــــمـــ ... پـــــــافشـــاریـــ کــــــرد ...!!!
سروش(نگهبان خاندان)
من بودم ، تو و یک عالمه حرف ، و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد ! کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد .
سروش(نگهبان خاندان)
اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید./چارلی چاپلین
سروش(نگهبان خاندان)
دورت بگردم چیست؟ دایره ای فرضی ست که تا اطلاع ثانوی از فرد مورد نظر حمایت می کند!
سروش(نگهبان خاندان)
کــــاش دنیــــا چنــــد ثانیــــه خفــــه میشــــد... تــــا منــــ بــــا خــــودم گپـــــی بزنــــم...
سروش(نگهبان خاندان)
از همان روز اول که خودکارم روی اسم زیبای تو ثابت ایستاد از اواسط ماه دی که نگاه سردم به چشمان سیاه تو افتاد پشت دیوار بلند غربت حس بودن تو همین نزدیکی ها - چند خیابانی آن طرف تر - تنهاییم را به قرنطینه فرستاد ! دیگر فهمیده ام که این حس موقتی نیست حال دگرگون این روز های من از فشار درس و روزگار و خستگی نیست ! من به تو محتاجم اما همه مشکل من اینجا چیزی غیر از این ترس لعنتی نیست ! حالا که بر سر دو راهی جهنم و بهشتم می ترسم که تو غلط بگیری از دیکته هایی که نوشتم !
سروش(نگهبان خاندان)
میگرن دلیل سردرد هایم نیستـــــ از خوردن فکرهای مسموم مغزم دلپیچه گرفته است . . .
سروش(نگهبان خاندان)
همینــــکه آرزوهایــــم را خــــاک کــــردم به آرامش رسیـــدم چــــه ســــاده بود خوشبختــــی…
سروش(نگهبان خاندان)
آدمایی که رو ی نیمکت پارک آهنگ گوش میدن ... تو خیابون بدون نگاه به اطراف فقط قدم هاشون رو میشمارن ... کسایی که دلتنگ هیچ کس نمیشن ... آدمایی که از پنجره ی ماشین تمام راه رو به بیرون خیره میشن ... . . . از اینجور آدما هم بترسید هم مواظبشون باشید ... اونـآ هیچی برای از دست دادن ندارن ...