دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سروش(نگهبان خاندان)

تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست درباره »
سروش(نگهبان خاندان)
مرد - مجرد
امتیاز: 2206

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(192 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

ساکـــت ديگر نميتوانم صداي قلبم را بشنوم... اما هنوز هم آن صداي دلنشينش در گوشم زمزمه مي كند و ظلمت شب ها را با ياد صدايش به دست طلوع صبح مي سپارم...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گاهـــے دِلَــمــ مــےפֿواهَــב وَقتـــے بُغضــ مــےکُنَمــ خدا اَز آسِـماטּ بِـــﮧ زَمیـטּ بیــآد اَشـڪ هآیَـم را پـاکــ ڪُـنَــב دَستَــم را بِـِگیــرَد و بِـگویـَـد: ایـטּ جـآ آدَمــآ اَذیتِـتــــــ مــےکُنَنــב؟!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

بــاران کــه می بـــارد...... دلـــم بـــرایت تـنــگ تـــر می شـود..... راه می افـتـم .. بــدون چــتــــــر ... مـن بــغــض می کنــم .... آسـمـــان گــــریــه .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دلم شكسته تر از شیشه های شهر شماست شكسته باد آن كه دلش این چنین می خواست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

. با من بگو: " وقتی که صد ها صد هزاران سال بگذشت، آنگاه..." اما مگو "هرگز" هرگز چه دور است، آه هرگز چه وحشتناک، هرگز چه بی رحم است...

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست.

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

به چه میخندی تو...؟ به مفهوم غم انگیز جدایی؟؟ به چه چیز؟... به شكست دل من یا به پیروزی خویش ؟؟... به چه میخندی تو ...؟ به نگاهم كه چه مستانه تو را باور كرد ؟ یا به افسون گری چشمانت كه مرا سوخت و خاكستر كرد؟... به چه میخندی تو ...؟ به دل ساده ی من میخندی كه دگر تا به ابد نیز به فكر خود نیست خنده دار است ...!!! بـــخـــنـــد‬

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

. این گل سرخ من است ! دامنی پر كن ازین گل كه دهی هدیه به خلق، كه بری خانه دشمن ! كه فشانی بر دوست ! راز خوشبختی هر كس به پراكندن اوست ! در دل مردم عالم، به خدا، نور خواهد پاشید، روح خواهد بخشید . » تو هم، ای خوب من ! این نكته به تكرار بگو ! این دلاویزترین حرف جهان را، همه وقت، نه به یك بار و به ده بار، كه صد بار بگو ! « دوستم داری » ؟ را از من بسیار بپرس ! « دوستت دارم » را با من بسیار بگو !

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

. ‫یک نفر؛ همیشه یک نفر نیست... یک نفر گاهی همه است... شاید حالا بتوانی بفهمی؛ وقتی غروب یک روز پائیز... دلم برای تو تنگ می شود... چه دلتنگی عظیمی را به دوش می کشم...!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

دوستی تملک تو بر کسی یا چیزی نیست . دوستی مثل بوییدن یک سیب است ، بدون آنکه به آن گازی بزنی و عشق گاز زدن سیب است ، یعنی که بخواهی آن را مال خود کنی .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

هيچکس نفهميد که " زليخا " مرد بود ! " مردانگي " مي‌خواهد ؛ ماندن پايِ ، عشقي‌ که تو را پس ميزند ... !!!

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

چشمی ندیده در زمین در هر زمان مانندشان خورشید و مه تبریک گو بر وصلت و پیوندشان شادی زهرا و علی پیداست از لبخندشان لبخندشان دارد نشان از خاطر خرسندشان . . .

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

روزی که سرد بود ــ چه سرمایی! انگار داشت چشم تو یخ می بست ــ از پشت عینک آینه ی چشمت افتاد روی برف ولی نشکست روزی که تلخ بود، ویک لیوان چایی کنار پنجره می چسبید آنسوی پنجره تو که می رفتی، اینسو، منی که رفتی و رفت از دست . . . یک سو کسی نبود که می آمد آنسو کسی نبود ... چه سرمایی !!... یک سو هم آنچه بود به سردی داشت در تکه های آینه یخ می بست

سروش(نگهبان خاندان)
سروش(نگهبان خاندان)

مي ترسم! مي ترسم ديرشود مي ترسم دير برسم اگر رسيدم و رفته بود؟! اگر رسيدم و نامش را از ياد برده بودم !؟ صدايم را حرف هايم را مي ترسم برسم ! اگر اشتباه پيداش كرده باشم چي !؟ اگر رسيدم و نخنديد اگر! اگر رسيدم و گفت: - مي ترسم !