سروش(نگهبان خاندان)
آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد، امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی، نــــــــه… آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی، "سنـــگِ تمــام" را می گذارنـد و مــی رونــد !!!
سروش(نگهبان خاندان)
مست مستم ساقیا دستم بگیر تا نیفتادم ز پا دستم بگیر بر در میخانه با زنجیر عشق بسته ای پای مرا دستم بگیر دردمندم عاشقم افسرده ام ای به دردم آشنا دستم بگیر اوفتادم سخت در گرداب عشق این دم آخر بیا دستم بگیر من که بر این سینه چون آینه می زنم سنگ تو را دستم بگیر
سروش(نگهبان خاندان)
امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک از تو خلاصه کردم ای کاش می شد حضوری یک بار بگویم ” دوستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت دارم ” ای کاش فقط تنها همین یک بار تکرار می شد!
سروش(نگهبان خاندان)
نازنین وقتی که نیستی میدونی چه حسی دارم میدونی از غم دوریت چه حس غریبی دارم؟ مثه حس یه قناری که توی قفس می میره مثه اون نهال کاجی که تو گلدون جون می گیره مثه اون ماهی کوچولو که توی تنگش اسیره مثه اون پرنده ای که زیر بارون پر میگیره مثه حس بچه ای که مامانش جلوش می میره باباشم زودی میره یه زن دیگه میگیره مثه حس بابایی که پسرش دوچرخه میخواد باباهه قول بده اما..نتونه واسش بگیره مثه وقتی که بخوای داد بزنی اما نتونی مثه حس غنچه ای که باغبون اونو می چینه مثه وقتی که دلت واسه یکی خیلی می سوزه بغض و گریه لباتو به هم می دوزه مثه وقتی آسمون ابری باشه اما نباره مثه وقتی بگی اما … بت بگن اما نداره
سروش(نگهبان خاندان)
گاهی ، کـمالِ بلـوغ زمانی ست.. که کسی شـما را می آزارد ، و شما به جـایِ مقـابله به مثل ! می کوشید.. شرایــطِ او را درک کنـید... !!!
سروش(نگهبان خاندان)
به خاطربی خوابی هایم پریشانی هایم و این همه رنجی که میکشم خودم را سرزنش میکنم که ای کاش ، آخرین روز نگاهت نمیکردم
سروش(نگهبان خاندان)
چراغا رو خاموش کن ، هوا هوای درده... دوست ندارم ببینی ،چشمی که گریه کرده... چراغها رو خاموش کن ،سرگرم گریه باشم... میخوام به روم نیارم ، باید ازت جدا شم...
سروش(نگهبان خاندان)
دلم برای صدایی تنگ است...... که دارد کلمه کلمه ی عشق را ....... از مجرای گوشهایم.......... به رگهایم تزریق میکند .......... و من .............. تمام استخوان های احساسم............ از حجم نبودش درد میکند .............. کاش او ........... مثل من ............... به بودنش و عشقش............... معتاد نشود......
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در دل کردی قصد بداندیشی ما ظاهر کردی عیب کمابیشی ما ای جسته به اختیار خود خویشی ما بگرفت ملالتت ز درویشی ما
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
گردی نبرد ز بوسه از افسر ما گر بوسه به نام خود زنی بر سر ما تازان خودی مگرد گرد در ما یا چاکر خویش باش یا چاکر ما
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
کی باشد که ز طلعت دون شما ما رسته و رسته ریشملعون شما ما نیز بگردیم و نباید گشتن چون ... خری گرد در ... شما
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
اندوه تو دلشاد کند مرجان را کفر تو دهد بار کمی ایمان را دل راحت وصل تو مبیناد دمی با درد تو گر طلب کند درمان را
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در دل ز طرب شکفته باغیست مرا بر جان ز عدم نهاده داغیست مرا خالی ز خیالها دماغیست مرا از هستی و نیستی فراغیست مرا
سروش(نگهبان خاندان)
توسط موبایل
در منزل وصل توشهای نیست مرا وز خرمن عشق خوشهای نیست مرا گر بگریزم ز صحبت نااهلان کمتر باشد که گوشهای نیست مرا