سروش(نگهبان خاندان)
با دهان دروغ مي گوييم، اما با شكل و پوزه خويش به هنگام بيان دروغ، حقيقت را بر زبان مي آوريم
سروش(نگهبان خاندان)
.نظر به کار مفیدم نمی نماید کس هزار چشم بدنبال یک خطا من است ....
سروش(نگهبان خاندان)
باران راه خود را برای رسیدن به اقیانوس پیدا خواهد کرد... آینده سبز است نمی توان جلوی دریا را سد بست
سروش(نگهبان خاندان)
در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسیم شده زیرا همه فكر میكنند به اندازه كافی عاقلند
سروش(نگهبان خاندان)
عاشق هرکس شدم با دیگری رفت،چو دل دادم به دل زد خنجری رفت،دل به هرکس مى دهم داغ رفاقت دیده ام،شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام
سروش(نگهبان خاندان)
خسته شدم از توالی زندگی ام/ از این همه ماست مالی زندگی ام/ انگار فقط سکوت انداخته اند/ بر روی نوار خالی زندگی ام...
سروش(نگهبان خاندان)
از صورتم این قیافه را بردارید/ دل این تومور اضافه را بردارید/ باعشق هنوز زنده هستم لطفن/ از روی من این ملافه را بردارید
سروش(نگهبان خاندان)
در دو چشمش گناه می خندید بر رخش نور ماه می خندید در گذرگاه آن لبان خموش شعله یی بی پناه می خندید شرمناک و پر از نیازی گنگ با نگاهی که رنگ مستی داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت باید از عشق حاصلی برداشت سایه یی روی سایه یی خم شد در نهانگاه راز پرور شب نفسی روی گونه ای لغزید بوسه ای شعله زد میان دو لب
سروش(نگهبان خاندان)
احوال
من و دلم خراب است بيا/دنياي حقيقتم سراب است بيا/دلگيرم از اين جماعت
رنگ پذير/ غم دردل ساده بي حساب است بيا"
سروش(نگهبان خاندان)
در ميكده هاي مكه پيدايم شد / صد كعبه ، چراغان تماشايم شد/ آن قدر شراب عاشقي نوشيدم / تا حي علي الشراب فتوايم شد
سروش(نگهبان خاندان)
كاش در مهر و محبت شك نبود/تك سوار مهرباني تك نبود/كاش بر قابي كه بر جان و دل است/لحظه تلخ جدايي حك نبود
سروش(نگهبان خاندان)
تـمـوم سـیگـارهـاﮯבنـیـا رو هـم ڪـﮧ בوב ڪـنـﮯ بــاز تـنـهـایـیـت تـوجــﮧهـیـچـ ڪـسـﮯ را .. جـلـب نـخـواهـב ڪـرב .. جـز پـیـرمـرב سـیـگـار فـروش
سروش(نگهبان خاندان)
آدمای دلتنگ... وقتی دلشون هوای یارشون رو داره ...توی جمعی که باشن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری... یکم ثابت میشن... یواش یواش چشماشون پر اشک میشه.. بعدبرا اینکه کسی نفهمه میگن ..نمی دونم چرا یهو چشمام سوخت
سروش(نگهبان خاندان)
قاصدي آمد اگر از ره دور / زود پرسيد که پيغام از کيست / گر از او نيست بگوييد آن زن/ دير گاهيست در اين منزل نيست ...
سروش(نگهبان خاندان)
سخت اســـت میآטּ هق هق شبآنـﮧ ات نفـــس ڪم بیـ ـآورـے وَ او بـﮧعشــق جَـבیـבش بگـــــویَـב نفس