طنیـــــــــــن
داخل واژه ی صبح ، صبح خواهد شد .
طنیـــــــــــن
سراغ مرا از آن پیرمرد روزنامه به دستی بگیرید که هنوز به صفحه های جنگ زده اش خیره مانده
طنیـــــــــــن
حالا یک پیانیست باشم ... یا یک نویسنده ی محبوب ... یا یک فیلسوف .... چه فایده وقتی نه در پاریس هستم نه پیش تو
طنیـــــــــــن
تو بیایی و من پشت پیانو نشسته باشم و همش فکر کنم که کدام آهنگ به پوتین هایت بیشتر می آید . . .
طنیـــــــــــن
من اون روز برای سنگینی درسام گریه نکرده بودم مامان..
طنیـــــــــــن
کوکوی دو شب مانده از آن ما.. کپی پدر خوانده از آن ما ...خلقت ناخوانده از آن ما ...کپی پدر خوانده از آن ما... دولت شرمنده از آن ما ...کلفتی پرونده از آن ما... ملی پوش بازنده از آن ما... دولت شرمنده از آن ما... انتقاد سازنده از آن ما... شاا ا ا ا ا ید که آینده از آن ما
طنیـــــــــــن
و من گهگاهی ، خاطراتم را تا میکنم و در کشوی سوم میگذارم / برای زمانی که چیزی برای از دست دادن ندارم
طنیـــــــــــن
بنده به عنوان یک شهروند آبادانی از همینجا اعلام میکنم که راضی نیستم راهیان ِ نور به شهرم بیان .
طنیـــــــــــن
گاهی حالم از سلامتی ِ خودم بهم میخوره ...
طنیـــــــــــن
و یک بار هم موسی در جنگ ِ با فرعون شکست خورد / عصایش مار نشد .
50 روز!...
14 سال و 11 ماه و 26 روز و 5 ساعت و 31 دقيقه قبل6 ماه و 6 روز ! ......
14 سال و 7 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبل
...
14 سال و 6 ماه و 19 روز و 11 ساعت و 7 دقيقه قبل