دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

سوگُلツ
سوگُلツ

سلاممممم

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

سلام دوستان عزیزم ...انشاله لحظه هاتون پر از خیر وشادی باشه

leila
leila

سلام دوستای گلم..

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم / این درد نهان‌سوز، نهفتن نتوانم / دور از تو، من سوخته در دامن شبها / چون شمع سحر، یک مژه خفتن نتوانم ... !/

سعیده
سعیده

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

امیر کریمی
امیر کریمی

در کنار دوستان خوبی مثل شما برام همیشه مهم و با افتخاره ... درسته که ظاهرا مجازی هستیم ولی مهم اینه که دوستی ها و محبت هاتون واقعی هستند / دلتون زندگیتون دنیاتون ممنون که به یادم بودید

✔ عـلـ[بابا]ــی
لبخند9.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

غم دنیا نخواهد یافت پایان / خوشا در بر رخ شادی گشایان / خوشا دل های خوش، جان های خرسند / خوشا نیروی هستی زای لبخند / خوشا لبخند شادی آفرینان / که شادی روید از لبخند اینان ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

✔ سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !

•°o.O  $ąℓʍą  O.o°•
•°o.O $ąℓʍą O.o°•

ميخوام بدونم كسي هست جاسمين و دوست نداشته باشه؟!!!!...........همه مثل من دوسش داررن درسته؟!!!!اينجا بگين بذار بفهمه .............

✔ عـلـ[بابا]ــی
کاکتوس و من.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

باز روز آمد به پایان,شام دلگیر است و من! / تا سحر سودای آن زلف چو زنجیر است و من! / دیگران سرمست و در آغوش جانان خفته اند! / آنکه بیدار است هر شب , مرغ شبگیر است و من ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
سعیده
سعیده

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام....

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همه کس نصیب خود را بَرَد از زکات حُسنت / به من فقیر و مسکین، غم بی‌حساب دادی / همه سرخوش از وصالت، من و حسرت خیالت / همه را شراب دادی و مرا سراب دادی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

داشتم از این شهر میرفتم، صدایم کردی ... جا ماندم از کشتی ای که رفت و غرق شد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد / هرچه کردم ـ هر چه ـ آه انگار آرامم نکرد / روستا از چشمِ من افتاد، دیگر مثلِ قبل / گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد ... !