دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
درنا.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

پر پرواز ندارم، اما ... دلی دارم و حسرتِ دُرناها ... و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماه تاب پارو می کشند، خوشا رها کردن و رفتن! ... خوابی دیگر به مردابی دیگر! ... خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر! ... خوشا پر کشیدن،خوشا رهایی، خوشا اگر نه رها زیستن،مردن به رهایی! ... آه، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند ... !/ [احمد شاملو / آیدا:درخت و خنجر و خاطره شبانه]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش ... این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم ... !/ [حافظ]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه سیم نه دل نه یار داریم / پس ما به جهان چه کار داریم؟ / غفلت‌زدگان پر غروریم / خجلت‌زدگان روزگاریم / ای دل تو ز سیم و زر چگویی؟ / ما "جمله" ز بهر یار داریم ... !/ [سنایی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گیریم تا آخر عُمر تنها بمانی و شریکی برای زندگیت پیدا نکنی! ... تحمل این موضوع، بسیار آسان‌تر از آنست که ... شب و روز با کسی سر و کار داشته باشی، که حتی ... یکی از هزاران حرف تو را نمی‌فهمد ... !/ [جورج اُورول / کتاب روزهای برمه]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جواب سؤالم تو باشی اگر ... ز دنیا ندارم سؤالی دگر ... که من پاسخی چون تو می خواستم ... مباد آرزویم از این بیشتر ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ز شاعر، ناله مستانه در محشر چه می خواهی؟ / تو خود هنگامه‌ئی، هنگامهٔ دیگر چه میخواهی؟ / به بحر نغمه کردی آشنا، طبع روانم را / ز چاک سینه ام دریا طلب، گوهر چه میخواهی؟ / نماز بی حضور از من نمی آید نمی آید / دلی آورده ام دیگر، ازین کافر چه می خواهی؟ ... !/ [علامۀ لاهور، اقبال]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گر چه لطف تو به ما بر سر ناز است هنوز / لیک ما را به وفای تو نیاز است هنوز / به همان کوتهی لحظه‌ی دیدار قسم / دل ما بسته‌ی آن زلف دراز است هنوز ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

رفتن علت نیست ... معلول تمام ماندن‌هایی‌ست که گوشه اتاق فرسوده می‌شوند ... از کسی که می‌خواهد برود نباید چیزی پرسید ... هرکسی که پا دارد می‌رود … !/ [رسول یونان]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بیرون ز جهان و جان یکی دایه ی ماست / دانستن او نه در خور پایه ماست / در معرفتش همین قدر دانم / "ما سایه ی اوییم و جهان سایه ماست" ... !/ [مولانا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

كاش ... تولدِ من هم می‌ماند برای بعد ... به كجای دنيا بَر می‌خورد؟ ... !/ [عباس معروفی / سالِ بلوا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تمام سهم من از تو ... آتشی‌ست که از دور گرمم می‌کند ... و هر بار نزدیک می‌شوم، پایم پس می‌کشد! ... حالا تو هی بگو، از سوختن می‌ترسی ... من می‌گویم از خاکستر شدن می‌ترسم ... !/ ["علیرضا باقی"]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از آن چشمی که می داند زبان بی زبانی را / نکویان یاد می گیرند طرز نکته دانی را / به نزد آنکه باشد تنگدل از دست کوتاهی / درازی عیب می باشد قبای زندگانی را ... !/ [کلیم کاشانی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از پی آنکه قضا عاشق تو کرد مرا / این همه تیر جفا بر من مسکین چه زنی؟ / از غم تو غنیم وز همه عالم درویش / نیست چون من به جهان از غم درویش غنی / مکن ای دوست تکبر که برآرم روزی / نفسی سوخته وار از سر بی‌خویشتنی ... !/ [عطار]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تا خواب غنچه پر نزند از عبورِ تو / هرروز، بیشتر شده شرم حضور تو / با من نگو که مَطلع ِ شعرم نمی شوی / شاعر شدم، که مست شوم از مرور تو ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !/