دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

من كه غير از دلی ساده و صاف، در جهان هيچ چيزی ندارم ... مثل آيينه گاهی دلم را رو به‌روی شما می‌گذارم ... دست های پر از خالی ام را پيش روی همه می‌تكانم ... چكّه چكّه تمام دلم را، در دلِ بچّه ها می‌چكانم ... !/ [زنده یاد قیصر امین پور]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس / سند عشق، به امضا شدنش می ارزد / گر چه من تجربه ای از نرسیدن هایم / کوشش رود به «دریا» شدنش می ارزد / کیستم؟ باز همان آتش سردی که هنوز / حتم دارد که به اِحیا شدنش می ارزد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

یار زیباروی ما، ناگه شبی رنجید و رفت / قطره غلطان اشک از دیده را فهمید و رفت / بعد از آن "یاد و غمش"را در دل من جاگذاشت / در عوض "شور و طراوت" را ز من دزدید و رفت ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سایه ی سرد سکوت ... سهم چشمان من از تاریکی ست ... دل من، پنجره ای رو به تو را می خواهد ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯼ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﮕﯿﺮ! ... ﻣﻦ ﺗﻤﺎﻡ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺭﺍ ﻭﺟﺐ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ... ﻫﯿﭽﮑﺲ، ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﻮ ﻭ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﻧﯿﺴﺖ ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت ... سر خُم می سلامت، شکند اگر سبویی ... !/ [فصیح الزمان شیرازی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

راستی چرا؟ ... !/ [شادی صدوقی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دیگر این پنجره بگشای که من، به‌ستوه آمدم از این شبِ تنگ ... دیرگاهی‌ست که در خانه‌ی همسایه‌ی من، خوانده خروس ... وین شب تلخ عبوس، می‌فشارد به دلم پایِ درنگ ... !/ [سایه]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای ابر دل گرفتۀ بی آسمان، بیا / باران بی ملاحظۀ ناگهان، بیا / چشمت بلای جان و تو از جان عزیز تر / ای جان فدای چشم تو، با قصد جان بیا ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هرکس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت ... امّا تو را ، ای "عاشق" انسان ! کسی نشناخت ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خشک آمد کِشتگاه من، کنار کِشت همسایه ... قاصد روزان ابری، "داروگ" ... کِی می‌رسد باران؟ ... !/ [نیما]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گفت آماده‌ام برای پاسخ و من پرسیدم خوبی؟ ... گفت: این توی لیست سئوالات نبود ... گفتم: چه بد اخلاق! ... [ یادم باشد این بار اگر سئوالی داشتم در ابتدایش بنویسم ؛ " خوبی؟ " ] ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم ...!/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از گلی که نچیده ام، عطری به سرانگشتم نیست ... خاری در «دل» است ... !/ [شمس لنگرودی]

این ارسال را بازنشر کرده است.