✔ عـلـ[بابا]ــی
Windows 95 : برای بسیاری از کاربران، اولین کار پس از روشن کردن کامپیوتر ویندوزی*شان فشردن دکمه Start است. منوی استارت اولین بار در ویندوز ۹۵ ظاهر شد. اصطلاحاتی چون مرور (Explore)، نوار وظیفه (Task Bar) و دسکتاپ نیز در ویندوز ۹۵ معرفی گردیدند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
WINDOWS 3.1 : این نسخه در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و تغییرات بزرگی را با خود داشت. این اولین نسخه ویندوز است که در آن می*توانستید پنجره*ها را کمینه کرده و در آیکون کوچکی داشته باشید. آیا برای پرش میان برنامهها از Alt+Tab استفاده میکنید؟ همه این ویژگیها از این نسخه آغاز شد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
فقط کنار تو گرم می شوم ... وگرنه فاصله ای چندان نیست از کنار تو ... تا دودی که به باد می رود ... ! [شمس لنگرودی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Wildflowers by Balazs Kovacs
✔ عـلـ[بابا]ــی
Atlantic Walrus Resting, Canada by Paul Nicklen
✔ عـلـ[بابا]ــی
Puu Oo Vent on Mount Kilauea by Bryan Lowry
✔ عـلـ[بابا]ــی
پایانی بر این قصه نیست ... نه گوسفندان عاقل میشوند ... نه گرگها سیر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Bee-Eater in Flight by Jószsef L. Szentpéteri
✔ عـلـ[بابا]ــی
Mayflower II, New York Harbor by B. Anthony Stewart
✔ عـلـ[بابا]ــی
Humpback Whale, Chatham Strait by Coy Aune
✔ عـلـ[بابا]ــی
دانلود ترانه ماهی سیاه کوچولو ... ! [برای زلزله زدگان آذربایجان] [کارمشترک محسن چاوشی، سینا حجازی، ایمان قیاسی، حسین صفا، محمد جاسمی و صدرالدین حجازی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Eagles in Flight by Glen Hush
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 25 روز و 21 ساعت و 44 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن