✔ عـلـ[بابا]ــی
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در هر کسي که مي نگرم در شکايت است ... در حيرتم که گردش گردون به کام کيست؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
نگو بار گران بودیم و رفتیم ... نگو نامهربان بودیم و رفتیم ... بگو با دیگران بودیم و رفتیم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
شنبه شب رخ داد: چرخ هواپيما تركيد، محسن رضايي زخمي شد ... ! این هواپیما به شماره پرواز 613 که محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم از سرنشینان آن بود، حدود ساعت 24، به هنگام فرود در باند فرودگاه به علت ترکیدگی چرخ جلو، با مشکل مواجه شد و به سختی فرود آمد... بنابر این گزارش، این سانحه خوشبختانه تلفات جانی در بر نداشته ولی برخی از مسافرین دچار جراحاتی شده اند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
دلم تنگ است / دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است / سکوت از چهره ام جاریست / زبان از گفتن حرف دلم عاریست / فقط گویم خدایا و نگهدارت / مکن از یاد خود پاکم ، مرا بسپار در یادت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مشترکان دو اپراتور موبایل کشور که بیش از 50 میلیون نفر تخمین زده می شوند در بازه زمانی 48 ساعته به مناسبت حلول ماه شوال بالغ بر یک میلیارد و 375 میلیون پیام کوتاه تبریک عید فطر ارسال کردند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش / چه بیآزار با دیوار نجوا میکنم هرشب ... کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟ / که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هرشب ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خود ارزشمندی از دو مقوله تشکیل یافته: ۱) احساس کارآمدی شخص: به معنای اعتماد به عملکردهای ذهنی و توانایی های خود برای فکر کردن، یاد گرفتن، قضاوت کردن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن و مهم تر از همه به معنای مقابله و غلبه بر مسائل و مشکلات متعدد و مختلف زندگی و کنترل خود است. ۲) احترام به خود: به معنای باور داشتن حق خود برای زندگی کردن و خوشحال بودن و فراتر از آن باور داشتن خود برای ابراز ایده ها، احساسات، خواسته ها، نیازها و سزاوار بودن برای رسیدن به هدف و موفقیت است و خود را شایسته محبت و احترام دیگران دانستن است. اینکه گفته می شود احساس با ارزش بودن نیاز اساسی هر انسانی است بدین معناست که خود ارزشمندی نقش حیاتی در فرآیند زندگی ایفا می کند و در حقیقت برای بقا و زیستن ضروری است. به نظر راجرز تصویر خویشتن رشد یافته، انسان را به سوی سازگاری با جهان بیرون سوق می دهد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خوراکی هایی که برای از بین بردن بوی سیر از دهان معجزه می کنند : زمانی که با خوردن غذاهایی حاوی سیر، پیاز یا ادویه کاری دهان بدبو می شود، باید از خوشبوکننده های دهان استفاده کرد و البته این کار را به کرات انجام داد، یعنی تقریبا هر نیم تا یک ساعت یک بار تا زمانی که ماده غذایی مقصر از جریان خون پاک شود که معمولا این روند حدود ۲۴ ساعت به طول می انجامد. در این میان مسواک زدن هم کمک می کند اما نمی توان مسواک را همیشه در دهان نگه داشت، یکی از بهترین راه های مبارزه با بوی بد دهان، خوردن بعضی خوراکی ها پس ازغذاهای بودار است. این فهرستی از موادغذایی است که می تواند به شما کمک کند تا بر این مشکل خودتان غلبه کنید ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
اشتباه عربستان در اعلام عید فطر/ رویت زحل به جای ماه! : اشتباه هیئت اختر شناسی شهر جده در رویت هلال ماه شوال و اعلام روز سه شنبه به عنوان عید سعید فطر سبب شد تا دولت عربستان متعهد شود کفاره یک میلیارد و ششصد میلیون ریالی( ریال عربستان)مردم را پرداخت کند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عده ای مثل قرص جوشانند ، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سر می روند ، اما کافی است کمی صبر کنی بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمترند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
قاصدک ... ابرهای همه عالم شب و روز ... در دلم می گریند ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عشق آن چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزی دادنش را دوست داریم و هیچ کس در نمی یابد که عشق همان چیزی است که همواره داده می شود و پذیرفته نمی شود ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 53 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن