✔ عـلـ[بابا]ــی
ترفندهايي براي كاهش خارشهاي ناشي از نيش حشرات ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها ... کی پر کاهی بماند در میان بادها ؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
دوستترت دارم از هرچه دوست ... ای تو به من از خود من خویشتر ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود / آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود / پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود / جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن ... سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
خدایا ، بحق شهید شب های قدر ... تقدیر ما را محبت و ولایت و پیروی راه مولا علی علیه السلام رقم بزن . آمین ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
و چشمهاي تو با من هميشه مي گفتند : ( رها شو از تن خاكي ) ( از اين خيال كه در خيل خوابها داري ) ( مرا به خواب مبين ) ( بيا به خانه من، - خوب من - به بيداري !) ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
برای پناهندگی به درگاه خدا ، نیاز به ویزا نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق ... مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب . ربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خير الرحمين . ربنا ءاتنا من لدنك رحمه و هيي لنا من امرنا رشدا . ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكفرين ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
گاهی خیال میکنم از من بریده ای / بهتر ز من برای دلت برگزیده ای ... از من عبور می کنی و دم نمیزنی / تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 57 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن