دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هیچ وقت نباید به اجبار خندید ! ... گاهی باید تا نهایت آرامش گریه كرد ... تبسم بعد از گریه ؛ از رنگین كمان بعد از باران هم زیباتر است ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

این غزلها همه مستند، ببخشید مرا / همگی باده پرستند، ببخشید مرا / پیش از آنی که بیایی همه عاقل بودند / لحظه ای با تو نشستند، ببخشید مرا ... !/ [؟]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زندگی چیز مسخره‌ای‌ست ... درست وقتی کار کردن با چاقو را تمام و کمال یاد میگیری ... مست ترین دشمنت را، با حرفه‌ای‌ترین تفنگ، روبه رویت می گذارد ... آنوقت تو می‌مانی و یک تن زخمی ... و خدایی که به داد سوال‌هایت نمی‌رسد ... !/[از چرک نویس‌های هومن شریفی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
نسخهٔ چاپِ سنگی شاهنامه فردوسی.png ✔ عـلـ[بابا]ــی

تصویری کمیاب از اولّین نسخهٔ چاپِ سنگی بسیار با ارزشِ و چاپ شدهٔ شاهنامه فردوسی ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عشق از کنارمان میگذرد ... سر براه و آرام ... ولی ما وحشت زده از او میگریزیم ... یا اینکه در تاریکی پنهان می شویم و یا به تعقیبش پرداخته تا خلافی را به نامش مرتکب شویم ... حتی عاقلترین‌مان نیز در زیر سنگینیِ بار عشق خم میشود ... در حالیکه او به نرمی و لطافت نسیم بازیگوش است ... !/ [جبران خلیل جبران]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نه بهار با هیچ اردیبهشتی ... نه تابستان با هیچ شهریوری ... و نه زمستان با هیچ اسفندی ... به اندازه پاییز به ﻣﺰﺍﻕ خیابانها خوش نیامد ... زیرا پائیز مهری داشت که ... بر دل هر خیابان می نشست ... !/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه به ميخانه، چه محراب، حرامم باشد ... گر بجز عشق توام، هست تمنای دگر ... !/ [عماد الدين برقعی]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

با آنکه در حریم تو بیگانه‌ام هنوز / مانند حلقه، بر درِ این خانه‌ام هنوز / بگذشت شب ز نیمه و من با خیال دوست / مینا صفت به گوشه‌ی میخانه‌ام هنوز ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

از کجا می‌آید این صدا؟ از کجا؟ ... از کجا می‌آید این صدای گریه؟ ... از کجا می‌آید این مردِ مُرده‌ای که زیرِ باران ... چراغ‌قوّه‌ای در دست دنبالِ زندگی‌اش می‌گردد؟ ... بیدار شوید، از تخت‌خواب‌های فلزی دل بکَنید ... !/ [یانیس ریتسوس / به‌فارسیِ محسن آزرم]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

می‌توانی بلند شوی و موهایت را در آینه بریزی ... می‌توانی این سطرها را مثل یک گردن‌بند به گردن بیاندازی ... و تمام پیاده‌روی بعدازظهر را قدم زنان بروی ... !/ [گروس عبدالملکیان]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دست زنید ای صنمان دست دست / مست فتادست بکوی الست / باده پرستان همه در عشرتند / تَنتَنِ تنتن شنو ای تن پرست ... !/ [مولانا]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آن کـه نـقـشـی دیگـرش جـایی مـصـور مـی‌شـود / نقش او در چـشم ما، هر روز خـوشتـر می‌شود / عشق دانی چیست؟ سلطانی که هر جـا خیمه زد / بـی خـلـاف، آن مملکـت بـر وی مقـرر می شـود ... !/ [سعدی]

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

عزیزا، کاسه‌ی چشمُم سرایت / میان هر دو چشمُم جای پایِت / از آن ترسم که غافل پا نهی تو / نشیند خار مژگانُم به پایت ... !/ [باباطاهر]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بخت هم گویا چو من بیچاره بی تقصیر بود ... او نیز چو من، بازیچه‌ی تقدیرِ "لامُنتها"ست ... !/

✔ عـلـ[بابا]ــی
خبر اهل حقیقت.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت؟ ... کاین طایفه در کوی خرابات مغانند ... !/

این ارسال را بازنشر کرده است.