✔ عـلـ[بابا]ــی
دل بگسل از جهان که جهان پايدار نيست / واثق مشو به او که به عهد استوار نيست / در طبع روزگار وفا و کرم مجوی / کين هر دو مدتی است که در روزگار نيست / رو يار خويش باش و مجو ياری از کسی / کاندر ديار خويش بديديم يار نيست / نوميد شو ز هر که توانی و هرچه هست / کاميدهای باطل ما را شمار نيست / عطاروار از همه عالم طمع ببر / کاندر زمانه بهتر ازين هيچ کار نيست / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Star Trails, New Jersey by Jack Fusco
✔ عـلـ[بابا]ــی
آسمان عجب سخاوتی دارد ... اگر چه سکوت ،یار دیرینه ی غربت اوست ... وباران مسافر چشمان ابر ... آرزویش همه در حسرت یک جفت نگاه من و توست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
Annular Eclipse Over China Photograph from Reuters/China Daily
✔ عـلـ[بابا]ــی
سرشام گريه نكنيد،غذا را به مردم زهر نكنين. سماور بزرگ و استكان نعلبكي هم به قدر كفايت داريم. راه نيفتين دوره در و همسايه پي ظرف و ظروف.آبروداري كنين بچهها، نه با اسراف. سفره از صفاي ميزبان خرم ميشه،نه از مرصع پلو. حرمت زنيت مادرتون را حفظ كنين. محمد ابراهيم،خيلي ريز نكن مادر،اون وقت ميگن خورشتشون فقط لپه داره و پياز داغ. يه بشقاب بكش بذار كنار مادر،غلامرضا نصف شب گشنهش ميشه. تنگم آب كن واسه جلالالدين،براي محمد ابراهيم زير سيگاري بذار،مراقب باش ماه منير حكما قرصشو بخوره. بيخوابي نزنه به سرش.ببين دادشتون هم چي ميخواد مهيا كنين،سرشب بخوابين بچهها كه بتونين صبح زود پاشين،فردا خيلي كار دارين.» [ مادر - علی حاتمی ]
✔ عـلـ[بابا]ــی
Spanish Gold Photograph courtesy NASA
✔ عـلـ[بابا]ــی
يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست / که مغيلان طريقش گل و نسرين من است / حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان / که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
و ما هنوز ... زیـر آوار آخرین حرفهایمان ... جا مانده ایم ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
یک شب نزدی سری به تنهایی هام / تا باز شود دری به تنهایی هام / هر روز اضافه می شود با هر شعر / تنهایی دیگری به تنهایی هام / ... ! [جلیل صفربیگی]
✔ عـلـ[بابا]ــی
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم / وین یک دم عمر را غنیمت شمریم / فردا که از این دیر فنا درگذریم / با هفت هزار سالکان سر به سریم / ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
مستانه به هر بیتی یک قافیه می سازم / در یاد تو می افتم دل را به تو می بازم // آن چشم خمار تو دیوانه ترم می کرد / در وادی خمّاران پیمانه ترم می کرد // ناگه گره ای افتد در کار دل و دینم / بی شک گره زلفت در قاب که می بینم // یک بار دگر بشنو این قصۀ بیداری / در باغ دلم بی شک تنها تو می مانی // ... ! [مهدی پاکنهاد]
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 21 روز و 29 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن