دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نترس ! غروب دنبال مان نمی آید ... دروغ می گوید باران ... و من دو پیراهن بیشتر پاره کرده ام ... از ابرها ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اصلاً وقتی که نیستی ... کوچه آنقدر تنگ می شود که ... وقتی که می خواهم خسته به خانه برگردم ... سرم به دیوارها می خورد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تاریخچه نام ایران ... ! [لينک]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

پاییز، نیامده بهانه ات را می گیرد ... باران قطره قطره جانم را گرفت ... خاطره ای تلخ است در این شعر پاییز ... ! (گلاره چگینی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ازدرونِ رگ های آبی ات ،تلخیت را ،و مرا به خاطر بیاور ... ! خسته،دلخور، دل گیر، بدون تو آسمان مقوایی است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

اين باربرهاى جوان ... چه بارها مانده تا اين‌كه پير شوند ... اين‌جا ،سر ِ ناصرخسرو ... ابتداى پله‌هاى مسجد ِ شاه ... ! (ابوالفضل پاشا)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

زندگی دلخوشی ساده لوحانه ای ست ... و لبخندی ست از سر رضایت و تسلیم ... که بر چهره ام نمی نشیند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
ab_gerftegi_teh_11_20_5.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

آبگرفتگی امروز تهران ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چون تصویر تو در قاب است ... دیوار را تحمل می کنم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آفتابي شده اي ... و بر لب بام موهايت را شانه مي زني ... من پلك نمي زنم ... تا ساعت ديواري ،پرنده اي را كه در سينه اش حبس كرده است ... رها كند ... ! (حامد رحمتی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شب ... ستاره هايش را انكار مي كند ... و من ... در آينه لبخند ميزنم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

كجاي اين زمين سرد ... به خاكم خواهي سپرد ؟ ... صبركن ... هنوز دست هايت را نبوسيده ام ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

چه بسيار ... من با تو آموختم ... و بي تو ... چه بسيارتر ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

می رهی ،می رهم ... اتفاق از پهنای روز می گذرد ... تردید در آواز گلویم ! قرن هاست که بیدار نشده ام ... ! (مهتاب کرانشه)