دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

جا مانده است ... چیزی ،جایی ... که هیچ گاه دیگر ... هیچ چیز ... جایش را پر نخواهد کرد ... نه موهای سیاه ... و نه دندانهای سفید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هیچ وقت ، هیچ وقت نقاش خوبی نخواهم شد ... امشب دلی کشیدم شبیه نیمه سیبی ... که به خاطر لرزش دستانم ،در زیر آواری از رنگ ها ناپدید ماند ... (حسین پناهی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند ... بجای شمع ... گِرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند ...

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

و آنانکه باورکردند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گل به گل , سنگ به سنگ این دشت ... یادگاران تواند ... رفته ای اینک و هرسبزه و سنگ ... در تمام در و دشت ... سوگواران تواند ... ! (ح.م)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای تنها تکیه‌گاه ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خوبان ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نمی‌دانم ... نمی‌دانم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کنون ، هوای سفر در سر ... نشسته حلقه صفت بر در ... به هیج سوی نمی رانم ... حدیث خویش نمی دانم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آنچه هستی ،هدیه خداوند است به تو ... آنچه میشوی ،هدیه تو به خداوند است ... پس ... "بی نظیر باش" ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

بی تو هوای خانه ی مان سرد می شود ... برگ درخت باور مان زرد می شود ... شب بی تو روی صبح نمی بیند ای دریغ ... خورشید بی تو منجمد و سرد می شود ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شویم ... مرگ آنست که از خاطره ها محو شویم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باز پلک کوچه بالا می رود ... چشمه ای از کوچه ی ما می رود ... گفتمش آخر کجا ؟ ... خندید و گفت: - - « می روم آنجا که دریا می رود » ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

●▬ஜ۩۩ஜ▬● { أَلاَبِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } ●▬ஜ۩۩ஜ▬●

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سلامی چو بوی خوش آشنایی ... !