دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلتنگی ،خوشه انگور سیاه است ... لگدکوبش کن ،لگدکوبش کن ... بگذار ساعتی سربسته بماند ... مستت می کند "اندوه" (شمس لنگرودی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ما اهل دلیم اشاره را میفهمیم ... راز شب پر ستاره را میفهمیم ... به پنجره های بسته عادت داریم ... با هرچه دل شکسته نسبت داریم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

به جای نم ،به چشمم رود دادند ... به آهم ،شعله جای دود دادند ... مرا هیچ از نصیبم گله ای نیست ... خلایق هرچه لایق بود دادند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
zinab_and_abas.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

@سیدِغریب نام من سرباز کوی عترت است /دوره آموزشی ام هیئت است /پادگانم چادری شد وصله دار /سردرش عکس علی با ذوالفقار /ارتش حیدر محل خدمتم /بهر جانبازی پی هر فرصتم /نقش سردوشی من یا فاطمه است /قمقمه ام پر ز آب علقمه است /اسم رمز حمله ام یاس علی /افسر مافوقم عباس علی (ع)/ ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

@Maryam ヅ ما وارث یک جان و تن سوخته ایم ... خاکستری از یک چمن سوخته ایم ... این تهمت زندگی است بر ما زده اند ... ما آش نخورده و دهن سوخته ایم ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
خیبان حافظ1326.jpg ✔ عـلـ[بابا]ــی

تهران /خیابان حافظ/۶۴سال پیش (1326), روزهایی که ترافیک، معنا نداشت ... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

هرگز " نگرد، نیست " سزاوار مرد نیست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

قرار بود که چشم از نگاه برنکُنیم ،مگر دمی که نفس را به تنگنا باشیم ... قرار بود که در هم گره خوریم ،چنان که بازناشدنی تا به انتها باشیم ... بنا نبود که شهر وصال ما خشکد برای بارش باران، دست بر دعا باشیم ... بنا نبود که هجران همیشگی باشد ،قرار بود که روزی من و تو ما باشیم ... ! (مصطفی علمافر)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو از هر در که بازآیی ... بدین خوبی و زیبایی ... ملامتگوی بی​حاصل ... تُرَنج از دست نشناسد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در به در این کوچه‌ها نشو ... سهم من و تو از سواحل دور و نزدیک ... سفره‌های کوچکی است که ... ماهیان در اعماق دریا پهن کرده اند ... ! ((امین احراری))

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باران بهانه ای بــــــود ... کـــــه زیر چتـــــر من ... تا انتهای کــــــــــــــــــــــــ ــوچه بیایی ... کاش، نه کوچـــــــــــــــه انتهایی داشت، و نه باران بند می آمـــــد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خورشید اگر محو تماشای تو نیست ... دلگیر مشو ، ز پشت کوه آمده است ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

میان خاطرات من ، کمی بیا قدم بزن ... میان این دقیقه ها ، غم مرا به هم بزن ... تویی که در جواب من ، همیشه آه می کشی ... تن خمیده ی مرا ، شبیه ماه می کشی ... تو بهترین ترانه ای که از دلم نمی روی ... تو شعر صادقانه ای ، که جاودانه می شوی ... (رند تبریزی)

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دیروز پنجره ام رو به دنیا باز می شد ... از امروز ناگزیر ، پنجره فقط دیوار می بیند ... که سایه ها در آن می میرند ،و ماه ... همیشه از نیم رخ شیشه ای دور ، به خانه می نگرد ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن ،همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن ... زمدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتن ،دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن ... به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن ،زمناهی و ملاهی، همه احتراز کردن ... شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتن ز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن ... به خدا قسم که آن‌را، ثمر آن قدر نباشد که "به روی ناامیدی در بسته باز کردن" (شیخ بهایی)