✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : دلیران تنگستان در کنار رئیس علی دلواری ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : تشیع جنازه ناصرالدین شاه ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم : مراسم تشییع جنازه ی ناصرالدین شاه ( حرم حضرت عبدالعظیم ) ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
معني نام كشورها : معنی نام کشورهای جهان به ترتیب حروف الفبا آمده و زبانی که ریشه این نام در اصل از آن گرفته شده در میان پرانتز یا کمانک آورده شده است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
پسر اوليور استون کارگردان سرشناس برای يافتن لوکيشن مناسب فيلم خودش وپدرش به ايران آمد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
حرف مفت چیست ؟ این واژه چگونه به زبان فارسی راه پیدا کرد ؟ ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
کاریکاتور- بحران شوهر برای یک میلیون دختر - جراید : منتشر شده در ششمين شماره دوهفته نامه طنز و كاريكاتور دوشنبه 14 شهريورماه
✔ عـلـ[بابا]ــی
گفتی تو دلم اول و آخر خودتی ... از هرچه که دارم بهترینش خودتی ... خندیدم و زیر لب مکرر گفتم ... شاهزاده ی قصه های من خر خودتی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
حد اقل به اندازه صداقت پینوکیو و رفاقت تام و جری و هوش و ذکاوت پت و مت دوستم بدار ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن