✔ عـلـ[بابا]ــی
بر جان من از بار بلا چیست که نیست ... بر فرق من از تیر قضا چیست که نیست ... گویند تو را چیست که نالی شب و روز ... از محنت روز و شب مرا چیست که نیست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
پیوسته ز من کشیده دامن دل تست ... فارغ ز من سوخته خرمن دل تست ... گر عمر وفا کند من از تو دل خویش ... فارغتر از آن کنم که از من دل تست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است ... دل را همه جا یاد تو خضر راه است ... از روز و شبم وصل تو خاطر خواه است ... خورشید گواه است و سحر آگاه است ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
رنج را آشفته در لبخند پنهان میکنم ... تا دلش غمگین نگردد هر کسی با ما نشست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
دل به عشق خدای یکتا ده / قطره را رهی به دریا ده / تا نماند ز عاشقان اثری / خاک مجنون به آب لیلا ده ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
گر سبحهٔ صد دانه شماری خوبست ... ور جام می از کف نگذاری خوبست ... گفتی چه کنم چه تحفه آرم بر دوست ... بیدرد میا هر آنچه آری خوبست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
در غصه مرا جمله جوانی بگذشت ... ایام به غم چنان که دانی بگذشت ... در مرگ خواص، زندگانی بگذشت ... عمرم همه در مرثیه خوانی بگذشت ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آنکه ویران شده از یار مرا می فهمد / آنکه تنها شده بسیار مرا می فهمد / چه بگویم که چنان سخت فرو ریخته ام / که فقط ریزش آوار مرا می فهمد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
عقل بیهوده سر طرح معما دارد / بازی عشق مگر شاید و اما دارد ... در خیال آمدی و آینه ی قلب شکست / آینه از امروز تماشا دارد ... نفس سوخته دارم به شتابید ای خلق / قطره ای قصد نشان دادن دریا دارم ... عشق رازیست که تنها به خدا باید گفت / چه سخن ها که خدا با من تنها دارد ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو / دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو ... امروز دلت به ديگري مايل شد /کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
محبت مثل سکه میمونه که اگه بیفته تو "قلک قلب" ، نمیشه درش آورد ... اگرم بخوای درش بیاری باید اونو بشکونی ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
وقتی دوتا دوست با هم صمیمی اند ، مرگ فقط یکی را داغدار می کند ... ولی جدایی هر دوتا رو ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
آن آتش سوزنده که عشقش لقبست ... در پیکر کفر و دین چو سوزنده تبست ... ایمان دگر و کیش محبت دگرست ... پیغمبر عشق نه عجم نه عربست ... ! » ابوسعید ابوالخیر »
✔ عـلـ[بابا]ــی
عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست ... در پیش عنایت تو یک برگ گیاست ... هرچند گناه ماست کشتی کشتی ... غم نیست که رحمت تو دریا دریاست ... !
✔ عـلـ[بابا]ــی
تا کجا باید سفر کرد تا کجا باید دوید / از کجا باید گذر کرد تا به قلب مهربانی ها رسید ؟ ... !
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
13 سال و 2 ماه و 19 روز و 4 ساعت و 10 دقيقه قبلبه لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را
سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر
دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی
با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را
دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا
تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری
و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد
مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است
دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد
با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست
شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا
بخوانی خالق خود را
اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور
ببوسی سجده گاه خالق خود را
دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی
پیدا شوی در او
دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و
با او بگویی:
بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست
دعایت می کنم، روزی
نسیمی خوشه اندیشه ات را
گرد و خاک غم بروباند
کلام گرم محبوبی
تو را عاشق کند بر نور
دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی
با موج های آبی دریا به رقص آیی
و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی
بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی
لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی
به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی
دعایت می کنم، روزی بفهمی
در میان هستی بی انتها باید تو می بودی
بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا
برایت آرزو دارم
که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو
اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بگیرد آن زبانت
دست و پایت گم شود
رخساره ات گلگون شود
آهسته زیر لب بگویی، آمدم
به هنگام سلام گرم محبوبت
و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را
ندانی کیستی
معشوق عاشق؟
عاشق معشوق؟
آری، بگویی هیچ کس
دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی
ببندی کوله بارت را
تو را در لحظه های روشن با او
دعایت می کنم ای مهربان همراه
تو هم ای خوب من
گاهی دعایم کن