دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔ عـلـ[بابا]ــی

درین ســـرای بی کسی، کسی به در نمی زنـــــــد به دشت پر ملال مـــــــــــــا پرنده پَـــر نمیزنـ... درباره »
✔ عـلـ[بابا]ــی
مرد - متاهل
امتیاز: 22843

دنبال‌شدگان

(2075 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1570 کاربر)

گروه‌ها

(51 گروه)

بازدید

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی ... بفهمی زندگی بی‌ "عشق" نازیباست ... تو را در لحظه های روشن با او ... دعایت می کنم "ای مهربان همراه" ... تو هم ای خوب من ... گاهی دعایم کن ... !/ [کیوان شاهبداغی] [فایل]

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

نامه ای به همسر ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

خورخه لوئيس بورخس : کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را ... اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر ... و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند ... کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری ... باید باغِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد ... یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی ... یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سفره خالی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

سیگار ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

دیشب سر زلف یار بگرفتم مست ... کز دست من دلشده چون خواهی رست ... گفتا که شب است دست از دستم بدار ... تا با تو نگیردم کسی دست به دست ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

تو نظیر من بجویی و بدیل من بیابی ... عوض تو من نیابم که به هیچ کس نمانی ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

همیشه فکر کن توی یک دنیای شیشه ای زندگی میکنی ، پس سعی کن به طرف کسی سنگ پرتاب نکنی ... چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

گرچه از فاصله ی ماه ز من دورتری / ولی انگاه همین جا و همین دور و بری / ماه می تابد و انگار تویی می خندی / باد می آید و انگار تویی می گذری ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاش در اين رمضان لايق ديدار شويم *** سحري با نظر لطف تو بيدارشويم ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش ... زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای در غرور نفس به سر برده روزگار / برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار ... ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای / آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید ... با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

آمد قدح روزه , بشکست قدح ها را ... تا منکر این عشرت , بی باده طرب بیند ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

روزه هنگام سوال است و دعا / پر زدن با بال همت تا خدا / شهر یکرنگی و بی آلایشی / ماه تقصیر و گنه فرسایشی / عاشقان معشوق خود پیدا کنند / تا سحر در گوش او نجوا کنند / درد خود گویند با درمان خویش / با طبیب و یا انیس جان خویش ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد / افطار به مى کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد / با باده، وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد ... !