amin
بيخيال از رنجِ فريادم تردّد ميکنند...
amin
" دلــ " م گرفته ، ..... به خود قول داده ام اما برايتان ننويسم چه با " دلــ " م کردند ... در اين مکان انرژي منفي کولاک مي کند...... ما را به بزرگي خودتان ببخشيد..... " دل " است ديگر... گاهي مي گيرد، گاهي...
amin
زیر بار عشق، قامت راست کردن ساده نیست/موجها باری گران بر دوش دریا میکشند
amin
خودشناسی قدم اول عاشقشدن است... وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد...
amin
از آن گمگشته من هم، نشانی آور ای قاصد..
amin
الفبای دلت معنای «نشکن»! را نمیفهمد ..
amin
کاش یوسف روز اول با زلیخا رفته بود...
amin
گرگها پیرهنم را که دریدند چهقدر/ گریه کردند به افسانهی کنعان شدنم..
amin
معنی تختهی توفانزده در ساحل چیست؟ آخر کشتی در موج شناور، این است...
بيخيال از رنجِ فريادم تردّد ميکنند
14 سال و 10 ماه و 15 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلباعث لبخندِ تلخِ رهگذرها ميشوم
با زبان لالِ خود حس ميکنم اين روزها
همنشين و همکلام ِ کور و کرها ميشوم
هيچکس ديگر کنارم نيست، ميترسم از اين
اينکه دارم مثل مفقود الاثرها ميشوم
...
عاقبت يک روز با طرزِ عجيب و تازهاي
ميکُشم خود را و سرفصلِ خبرها ميشوم