بابک...
شبا مستم ز بوی تو.. خیالم بازه روی تو خرامون از خیال خود.. گذر کردم ز کوی تو بازم بارون زده نم نم.. دارم عاشق می شم کم کم بذار دستاتو تو دستام.. عزیز هر دم، عزیز هر دم
بابک...
پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود ماه برکوی دل نمیتابید، خانه ام انتهای عالم بود کنج آیینهام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم بیسحرگاه خنده خیست، باغ بیباغ، قحط شبنم بود
بابک...
اگر وقت نمی کنید اخبار صدا و سیما را نگاه کنید زیاد ناراحت نباشید. خلاصه اخبار صدا و سیما به شرح ذیل است: >عراق: ناامنی + بمب گذاری >افغانستان: نارضایتی مردم از سربازان آمریکایی >عربستان: توطئه ... >تونس، مصر، یمن: بیداری اسلامی >اروپا: رکود + فقر + گرسنگی >سوریه: حمایت قاطع مردم از بشار اسد >آمریکا: خشونت + فلاکت + فساد >ونزوئلا: رضایت مردم از هوگوچاوز >ایران: بازهم شکوفایی + فن آوری + مانور جنگی
بابک...
از ریشه می کَنَند درخت بلند را آن نخل بی شکوفه ی گیسو کمند را مادر!صدا ،صدای عروسی ست گوش کن دارند می بَرند همان قد بلند را مادر! ببین زنان چه جسورانه بسته اند برجای جای بوسه ی من دستبند را مادر مراببخش که هنگام رفتن است وقت است تا رهاکنم این قید و بند را اینک وصیتی ست مرا:«روز مرگ من آنان که تا کنار جسد می رسند را، -تأکید کن بگو که بخوانند جای «حمد» این شعرهای ساده ی مردم پسند را» جواد ضمیری
بابک...
کسی که راحت تو رو میذاره زیر پاش و میره ، دو قدم جلوتر زیر پای کسی دیگه ای له میشه ...
بابک...
دلم خیلی گرفته...! اینجا به کسی نمی توان نزدیک شد ادم ها از دور دوست داشتنی ترند!!!
بابک...
ایرانســل در آینده ای نزدیک : مشترک گرامی چه خبر؟ مامان بابا خوبن؟، علی کوچولو چه طوره؟ الهی ایرانسل قربونش بره. مشترک گرامی با ۶۴۵۲۰۰ ریال شارژ دیگر برنده ۱۵۰ تومن شارژ داخل شبکه بشوید. مشترک گرامی چته؟ چرا تو فکری؟ عاشق شدی؟ آخه بدبخت! با این وضع گرونی کی عاشق می شه؟ ها؟ مشترکگرامی تو مسابقه ما شرکت کن با ۲۰ لیتر بنزین جایزه ! با این کار مشت محکمی تو دهن همراه اول بزن! مشترک گرامی یه طرح دارم بهاره. یکی سیم کارت بخر یکی ببر یکی میارم در خونتون یکی می دم به عموتون یکی هم واسه عمتون
بابک...
پـــــــــــرواز را تمرین کن... این بار تو آن پرنده رفتنی باش ... بگذار آنها پروازت را به خاطر بسپارند
بابک...
چندیست ..... مداد رنگی هایم تکلیف خود را نمیداند آسمان را کبود می کشند برگهای سبز را زرد ... چراغهای شهر را خاموش و دنیا را ... سیاهی مطلق ...!
بابک...
لای پنجره باز مانده بود. ناگهان از میان ِ دست های من پر کشید و رفت زندگی!
بابک...
مــن تنهایی ام را با پرندههایِ ایوان ... با دو خط شعرِ شاملو ... با ابرهایِ نمناکِ آسمان ... با غزلی از حافظ - به همین سادگی- به سر میکنم
بابک...
اين دکتر شريعتي چقدر حرف ميزنه... . . . . . (دکتر حسابي )
بابک...
صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند ، نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم!؟
بابک...
سپیده که سر بزند ، در این بیشه زار خزان زده ، شاید گلی بروید ، مانند گلی که در بهار روییده ، پس به نام زندگی ، هرگز مگو هرگز
بابک...
باران باش و ببار ، نپرس پیاله های خالی از آن کیست.