♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط دوست دارم دستم را بکشم روی واژه ها که بفهمی چقدر حرف دارم برای گفتن برای نوشتن برای خواندن... که بفهمی چقدر دلتنگتم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باساعت دلم وقت دقیق آمدن توست من ایستاده ام: ... مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ هایی از بوسه با ساعت غرورم اما! من ایستاده ام با شاخه هایی از تابستان با برگ هایی از پاییز...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از من يكي مپرس كجاي دلم شكست ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه قدر دلم پر از گرفتن است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر خدا منو جور ديگه مى خواست، جور ديگه مى آفريد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاموش باش، مرغک ِ دريايي!بگذار در سکوت بماند شب،بگذار در سکوت بجنبد موج،شايد که در سکوت سرآيد تب...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گناهِ من این بود شاید دل به آتشگهی داشتم که کورسویِ اجاقش تلألو ماهِ سردی بود از پسِ بلورِ خیال...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت میکـُنم چـون هیچ کلــمه ای بـرای توصیف حـال پریشـانـم وجـود ندارد هیـچ نمی گــویـَم تو هم هیــچ نَگو! چون ایـن روزهـا می شکنـَم به آسانی سکــــوت...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 11 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .