♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سراشیبی تند جاده اتوبوس به جهنم می رود یا بهشت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساده زندگی کردم اما مرگم مشکوک به نظر خواهد رسید...چون پرچمی که سربازان بسیاری در آن شلیک کرده باشند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گل سرخی درگلدان ..جای خالی معصومیتی مقدس در شعر ...پرسه ی بی دلیل نور . چه قدر گرم می شوم وقتی که مرگ در سکوت اتاقم غوغا می کند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آن که با طرح خاطره ای خود را بر قاب خالی دیوار به زنجیر می کشد " از یاد خواهد رفت. "
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه ای نعره می زند در دلم به چشمهایت بگو هیس!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاکستر ؛ خاطره یِ آتش است در ذهن ِ زیرسیگاری و دود فاحشه ایست ؛ به قیمت یک پُک . می رقصد و لخت می شود به تدریج ِ ثانیه ها در فضای ِ مه گرفته ی ِ کافه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلافه ام مادر ! میل ات را دانه بیانداز از نو ببافم با تیغ ماهی هایی که انگار در گلو دارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روي من سياه است "بانو"! موي من سپيد مرا ببخش كه پاي نيامدنت هم مانده ام...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 47 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .