♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهاررا پرواز مي دهم چون بادبادكي در آسمان تیرماه....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پا به پاي من بيدار مي ماند تا نيمه هاي شب با من چاي مي نوشد موسيقي گوش مي دهد سيگار مي كشد و سرانجام با من زير يك سقف مي خوابد!...تنهایی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين روزها كه در تنهایی قدم مي زنم ....پاهايم در کنار خزر غمگينند!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ماراتن بي پايانيست رسيدن به تو.....لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دارم بستني مي خورم و دختر زيبايي جلوي من قدم مي زند چه روز محشري!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز کبوتری درون قفس فریاد میزد:" گنجشک ها را آزاد کنید..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به دریا که میروم کودک میشوم هنوز فکر گوشماهی و خرچنگ و صدف ...هی ی ی ی !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آی آسمان مغموم شهر بی پناه من! جرعه ای زیبایی بنوش -به پاس دلتنگی ما-
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من فردا را با رنگ تنهایی باور کردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو رفتی و در نجات من خودکشی یه معجزه ست....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .